smalls

[ایالات متحده]/smɔːlz/
[بریتانیا]/smɔlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لباس‌های کوچک؛ زغال‌سنگ کوچک؛ ذرات ریز

عبارات و ترکیب‌ها

smalls and mediums

کوچک و متوسط

smalls only

فقط کوچک

smalls available

کوچک موجود است

smalls size

اندازه کوچک

smalls pack

بسته کوچک

smalls collection

کلکسیون کوچک

smalls section

بخش کوچک

smalls range

محدوده کوچک

smalls fit

اندازه کوچک مناسب

smalls selection

انتخاب کوچک

جملات نمونه

the store offers a variety of smalls for home decoration.

فروشگاه انواع لوازم کوچک برای دکوراسیون منزل را ارائه می‌دهد.

she bought some smalls for her new apartment.

او مقداری وسیله کوچک برای آپارتمان جدیدش خرید.

he loves collecting smalls from different countries.

او عاشق جمع‌آوری لوازم کوچک از کشورهای مختلف است.

small items can make a big difference in design.

لوازم کوچک می‌توانند تفاوت بزرگی در طراحی ایجاد کنند.

they sell smalls at the flea market every weekend.

آنها هر آخر هفته لوازم کوچک را در بازار دست دوم فروشی می‌فروشند.

my grandmother has a collection of vintage smalls.

مادربزرگم مجموعه‌ای از لوازم کوچک قدیمی دارد.

small accessories can enhance your outfit.

لوازم جانبی کوچک می‌توانند ظاهر شما را زیباتر کنند.

he enjoys crafting smalls from recycled materials.

او از ساختن لوازم کوچک از مواد بازیافتی لذت می‌برد.

smalls can be great gifts for friends.

لوازم کوچک می‌توانند هدیه‌های خوبی برای دوستان باشند.

she organizes her smalls in labeled boxes.

او لوازم کوچک خود را در جعبه‌های برچسب‌دار مرتب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید