smartcard

[ایالات متحده]/smɑːt kɑːd/
[بریتانیا]/smɑːrt kɑːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کارت کیفیت کیفیت که دارای مدارهای انتگرالی درون‌گذار است و می‌تواند داده‌ها را به‌طور امن پردازش و ذخیره کند؛ (کامپیوتر) یک کارت مغناطیسی پیشرفته با فناوری مدارهای انتگرالی؛ (شبکه) یک کارت هوشمند که برای شناسایی یا احراز هویت استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the smart card reader is compatible with most operating systems.

خواننده کارت هوشمند با بیشتر سیستم‌های عامل سازگار است.

a smart card contains an embedded microchip.

یک کارت هوشمند یک میکروچیپ درون‌گذار دارد.

many banks issue smart cards for secure transactions.

بیشتر بانک‌ها کارت‌های هوشمند را برای تراکنش‌های امن ایجاد می‌کنند.

smart card technology provides enhanced security features.

فناوری کارت‌های هوشمند ویژگی‌های امنیتی بهبود یافته را فراهم می‌کند.

the system requires smart card authentication for access.

سیستم احراز هویت کارت هوشمند را برای دسترسی نیاز دارد.

contactless smart cards enable quick payments.

کارت‌های هوشمند بدون تماس پرداخت‌های سریع را امکان‌پذیر می‌کنند.

employees use smart cards to enter the building.

کارکنان از کارت‌های هوشمند برای ورود به ساختمان استفاده می‌کنند.

the smart card stores encrypted personal information.

کارت هوشمند اطلاعات شخصی رمزگذاری شده را ذخیره می‌کند.

modern smartphones can emulate a smart card.

گوشی‌های هوشمند مدرن می‌توانند یک کارت هوشمند را شبیه‌سازی کنند.

smart card applications include payment and identification.

کاربردهای کارت‌های هوشمند شامل پرداخت و شناسایی است.

the smart card chip processes data rapidly.

چیپ کارت هوشمند داده‌ها را به سرعت پردازش می‌کند.

biometric smart cards add an extra layer of security.

کارت‌های هوشمند بیومتریک یک لایه اضافی امنیت ایجاد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید