chip

[ایالات متحده]/tʃɪp/
[بریتانیا]/tʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکه زباله خلال سیب‌زمینی سرخ‌کرده مدار یکپارچه
vt. & vi. بریدن یا شکست دادن تکه‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

potato chip

چیپس سیب زمینی

chocolate chip

چیپس شکلاتی

microchip

تراشه

computer chip

چیپ کامپیوتر

fish and chips

ماهی و سیب زمینی سرخ کرده

chip in

شرکت کردن

chip away at

به تدریج از بین بردن

chip card

کارت تراشه دار

single chip

چیپ تکی

blue chip

سهام ارزشمند

single chip computer

کامپیوتر با چیپ تکی

silicon chip

چیپ سیلیکونی

in the chips

در چیپس ها

wood chip

تراشه چوب

memory chip

چیپ حافظه

bargaining chip

ابزار چانه زنی

ic chip

چیپ مجتمع

flip chip

چیپ وارپی

one chip

یک چیپ

chip area

مساحت تراشه

semiconductor chip

تراشه نیمه‌هادی

chip breaker

شکافنده تراشه

chip off

کندن

chip set

مجموعه تراشه

chip shop

فروشگاه سیب زمینی سرخ کرده

جملات نمونه

There's a chip in this cup.

یک لبخوردگی در این فنجان وجود دارد.

chip a figure out of wood

یک قطعه چوبی حکاکی شده

These cups chip easily.

این فنجان‌ها به راحتی لبخوردگی پیدا می‌کنند.

a cup with a chip out of it

یک فنجان با لبخوردگی

The chips are down.

تراشه‌ها پایین هستند.

This rock chips easily.

این سنگ به راحتی خرد می‌شود.

This china chips easily.

این ظروف چینی به راحتی خرد می‌شوند.

granite chips support the track.

تراشه‌های گرانیت از مسیر پشتیبانی می‌کنند.

Chip could be a bit wayward and excitable.

چیپ ممکن بود کمی سرکش و هیجان‌زده باشد.

trigger chips that synthesize speech.

تراشه‌هایی که گفتار را ترکیب می‌کنند، فعال می‌شوند.

Honors are but chips to him.

افتخارات برای او فقط تراشه‌هایی هستند.

chip ice from the car window.

یخ را از شیشه ماشین جدا کنید.

We went to the chip shop and had the works: fish, chips, gherkins and mushy peas.

ما به مغازه سیب‌زمینی سرخ‌کرده رفتیم و همه چیز را داشتیم: ماهی، سیب‌زمینی سرخ‌کرده، خیارشور و نخود فرنگی.

we had to chip ice off the upper deck.

ما مجبور شدیم یخ را از عرشه بالا جدا کنیم.

نمونه‌های واقعی

Fish and chips. Fish and chips.

سیب‌زمینی سرخ‌کرده و ماهی. سیب‌زمینی سرخ‌کرده و ماهی.

منبع: Tim's British Accent Class

Likes cheapest chips, like this is not expensive.

دوست دارد ارزان‌ترین سیب‌زمینی سرخ‌کرده را، مثل این که گران نیست.

منبع: Learning charging station

She saw some chips and some candy.

او چند سیب‌زمینی سرخ‌کرده و چند آب‌نبات دید.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

Let's try the words " chip" and " cheap" , " chip" and " cheap" .

بیایید کلمات " تراشه" و " ارزان" ، " تراشه" و " ارزان" را امتحان کنیم.

منبع: Elliot teaches British English.

We found paint chips under her fingernails.

ما تراشه‌های رنگ را زیر ناخن‌هایش پیدا کردیم.

منبع: English little tyrant

But they're reallygood at making these chips.

اما آنها در درست کردن این سیب‌زمینی‌های سرخ‌کرده واقعاً خوب هستند.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

My favorite, by the way, is chocolate chip.

طرفدار من، به هر حال، چیپس شکلاتی است.

منبع: Connection Magazine

Hi, I thought you might like some ice chips.

سلام، فکر کردم شاید بخواهی چند تراشه یخ.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

Only the " pro" phones got new computer chips.

فقط تلفن‌های " حرفه‌ای" تلفن‌های کامپیوتری جدیدی دارند.

منبع: VOA Slow English Technology

I'm gonna chip away at his story.

من قصد دارم داستانش را کم‌کم پیش ببرم.

منبع: Modern Family - Season 05

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید