smarten

[ایالات متحده]/'smɑːt(ə)n/
[بریتانیا]/'smɑrtn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. مرتب کردن; شیک و مرتب کردن; باهوش‌تر کردن
vi. لباس پوشیدن; شادتر و زنده‌تر شدن; باهوش‌تر شدن
Word Forms
قسمت سوم فعلsmartened
صفت یا فعل حال استمراریsmartening
زمان گذشتهsmartened
شکل سوم شخص مفردsmartens
جمعsmartens

عبارات و ترکیب‌ها

smarten up

هوشمندتر شو

smarten your appearance

زیبایی ظاهری خود را افزایش دهید

smarten the room

فضای اتاق را زیباتر کنید

جملات نمونه

You need to smarten (yourself) up before you go out.

شما باید قبل از بیرون رفتن خودتان را بهتر کنید.

You’ll have to smarten up if you want to pass those exams.

شما باید خودتان را بهتر کنید اگر می خواهید در آن امتحان قبول شوید.

The hotel has been smartened up by the new owners.

هتل توسط صاحبان جدید بازسازی شده است.

She did her best to smarten her husband up.

او تمام تلاش خود را برای بهتر کردن شوهرش انجام داد.

if there was water to spare I would smarten up and shave.

اگر آب اضافی وجود داشت، خودم را بهتر می کردم و صورت می زدم.

if you don't smarten up soon, you'll find yourself out on the street.

اگر به زودی خودتان را بهتر نکنید، خودتان را در خیابان خواهید یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید