smartened

[ایالات متحده]/ˈsmɑːtənd/
[بریتانیا]/ˈsmɑrtənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جذاب‌تر کرد (کسی یا چیزی را)؛ باهوش‌تر کرد (کسی را)؛ جذاب‌تر شد؛ باهوش‌تر شد

عبارات و ترکیب‌ها

smartened up

بهبود یافته

smartened choices

انتخاب‌های بهتر

smartened decisions

تصمیمات بهتر

smartened appearance

ظاهر بهتر

smartened behavior

رفتار بهتر

smartened image

تصویر بهتر

smartened strategies

استراتژی‌های بهتر

smartened approach

رویکرد بهتر

smartened skills

مهارت‌های بهتر

smartened mindset

نگرش بهتر

جملات نمونه

she has really smartened up her appearance for the interview.

او واقعاً ظاهر خود را برای مصاحبه بهتر کرده است.

after taking the course, he smartened his skills in programming.

پس از گذراندن دوره، او مهارت های برنامه نویسی خود را بهبود بخشید.

the city has smartened itself with new infrastructure projects.

شهر با پروژه های زیرساختی جدید خود را بهبود بخشیده است.

she smartened up her wardrobe by adding some trendy pieces.

او با افزودن لباس های مد روز، کمد لباس خود را بهبود بخشید.

he smartened his approach to problem-solving after feedback.

او پس از دریافت بازخورد، روش حل مسئله خود را بهبود بخشید.

the team smartened their strategy to win the competition.

تیم برای برنده شدن در مسابقه، استراتژی خود را بهبود بخشید.

they smartened up their marketing campaign to attract more customers.

آنها برای جذب مشتریان بیشتر، کمپین بازاریابی خود را بهبود بخشیدند.

after the makeover, she smartened her entire look.

پس از تغییر چهره، او ظاهر خود را به طور کلی بهبود بخشید.

the school smartened its facilities to provide a better learning environment.

مدرسه امکانات خود را برای ارائه محیط یادگیری بهتر بهبود بخشید.

he smartened his resume before applying for the job.

او قبل از اقدام به درخواست شغل، رزومه خود را بهبود بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید