smartings

[ایالات متحده]/ˈsmɑːtɪŋz/
[بریتانیا]/ˈsmɑrtɪŋz/

ترجمه

adj. باعث درد یا ناراحتی شدید

عبارات و ترکیب‌ها

smartings from

درد از

smartings of pain

دردهای درد

smartings in heart

دردهای قلب

smartings of regret

دردهای پشیمانی

smartings of loss

دردهای از دست دادن

smartings of guilt

دردهای گناه

smartings in mind

دردهای ذهن

smartings of betrayal

دردهای خیانت

smartings of sorrow

دردهای غم

smartings of anger

دردهای خشم

جملات نمونه

after the fall, i felt the smartings in my knees.

بعد از سقوط، احساس سوزش در زانوهایم کردم.

the smartings from the sunburn reminded me to wear sunscreen.

سوزش ناشی از آفتاب سوختگی به یادم آورد که کرم ضد آفتاب بزنم.

she winced at the smartings of the cut on her finger.

او با دیدن بریدگی روی انگشتش، منقبض شد.

the smartings in my eyes made it hard to focus.

سوزش در چشمانم باعث شد تمرکز کردن برایم دشوار باشد.

he tried to ignore the smartings from the harsh words.

او سعی کرد کلمات تند را نادیده بگیرد.

the smartings of regret lingered long after the decision was made.

احساس پشیمانی برای مدت طولانی پس از اتخاذ تصمیم باقی ماند.

she felt the smartings of jealousy when she saw them together.

وقتی آنها را در کنار هم دید، احساس حسادت کرد.

the smartings from the workout reminded him to stretch more.

سوزش ناشی از تمرین به او یادآوری کرد که بیشتر کشش کند.

the smartings in her heart were hard to bear after the breakup.

سوزش در قلبش پس از جدایی تحملش را دشوار کرد.

he felt the smartings of criticism but tried to stay positive.

او احساس انتقاد کرد اما سعی کرد مثبت بماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید