smartnesses

[ایالات متحده]/ˈsmɑːtnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈsmɑrtˌnɪsɪz/

ترجمه

n. هوشمندی یا ذکاوت؛ سرعت ذهن یا عمل؛ سبک مدرن یا پیچیدگی

عبارات و ترکیب‌ها

smartnesses count

شمار هوشمندی‌ها

smartnesses vary

هوشمندی‌ها متفاوت هستند

smartnesses assessment

ارزیابی هوشمندی‌ها

smartnesses analysis

تجزیه و تحلیل هوشمندی‌ها

smartnesses comparison

مقایسه هوشمندی‌ها

smartnesses increase

افزایش هوشمندی‌ها

smartnesses ranking

رتبه‌بندی هوشمندی‌ها

smartnesses measurement

اندازه‌گیری هوشمندی‌ها

smartnesses development

توسعه هوشمندی‌ها

smartnesses factors

عوامل هوشمندی‌ها

جملات نمونه

her smartnesses in problem-solving impressed everyone.

هوش و ذکاوت او در حل مسئله، همه را تحت تاثیر قرار داد.

different smartnesses can lead to successful teamwork.

هوش و ذکاوت‌های مختلف می‌توانند منجر به همکاری موفقیت‌آمیز شوند.

his smartnesses in negotiation helped close the deal.

هوش و ذکاوت او در مذاکره به بستن معامله کمک کرد.

we should leverage our smartnesses to innovate.

ما باید از هوش و ذکاوت خود برای نوآوری استفاده کنیم.

her smartnesses in coding set her apart from her peers.

هوش و ذکاوت او در برنامه‌نویسی او را از همسالانش متمایز کرد.

smartnesses in communication are essential for leaders.

هوش و ذکاوت در ارتباطات برای رهبران ضروری است.

his smartnesses in mathematics earned him a scholarship.

هوش و ذکاوت او در ریاضیات باعث شد بورسیه تحصیلی دریافت کند.

different smartnesses contribute to personal growth.

هوش و ذکاوت‌های مختلف به رشد شخصی کمک می‌کنند.

she combines her smartnesses in art and science.

او هوش و ذکاوت خود را در هنر و علم ترکیب می‌کند.

his smartnesses in leadership inspired the whole team.

هوش و ذکاوت او در رهبری کل تیم را الهام بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید