smellier

[ایالات متحده]/ˈsmɛliə/
[بریتانیا]/ˈsmɛliər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بوی ناخوشایند قوی داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

smellier than

بوی بدتر از

smellier socks

جوراب‌های بدبوتر

smellier food

غذاهای بدبوتر

smellier garbage

زباله‌های بدبوتر

smellier shoes

کفش‌های بدبوتر

smellier room

اتاق بدبوتر

smellier breath

نفس بدبوتر

smellier feet

پاهای بدبوتر

smellier cheese

پنیر بدبوتر

smellier pets

حیوانات خانگی بدبوتر

جملات نمونه

the garbage is smellier than usual today.

زباله‌ها امروز بوی بدتری نسبت به همیشه می‌دهند.

overripe fruits tend to be smellier.

میوه‌های رسیده بیش از حد معمول معمولاً بوی بدتری می‌دهند.

his gym clothes are smellier after a workout.

لباس ورزشی او بعد از تمرین بوی بدتری می‌دهد.

some cheeses can be smellier than others.

برخی از پنیرها ممکن است بوی بدتری نسبت به سایرین داشته باشند.

the fish market can get smellier in the summer.

بازار ماهی در تابستان ممکن است بوی بدتری بگیرد.

after the rain, the wet dog smells smellier.

بعد از باران، بوی سگ خیس بوی بدتری می‌دهد.

old shoes can become smellier over time.

کفش‌های قدیمی ممکن است در طول زمان بوی بدتری بگیرند.

the smellier the cheese, the better it tastes for some.

هرچه پنیر بوی بدتری داشته باشد، برای برخی بهتر است.

her cooking experiments sometimes result in smellier dishes.

آزمایشات آشپزی او گاهی اوقات منجر به غذاهای بوی بدتری می‌شود.

in summer, the compost pile becomes smellier.

در تابستان، توده کمپوست بوی بدتری می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید