smiting enemies
مقابله با دشمنان
smiting foes
مقابله با دشمنان
smiting evil
مقابله با شرارت
smiting darkness
مقابله با تاریکی
smiting threats
مقابله با تهدیدها
smiting injustice
مقابله با بیعدالتی
smiting wrongdoers
مقابله با متخلفین
smiting evil-doers
مقابله با متخلفین
smiting rivals
مقابله با رقیبان
the warrior was smiting his enemies with great force.
جنگجو با نیروی زیاد دشمنان خود را مورد ضرب و شتم قرار میداد.
she felt a sense of justice smiting her conscience.
او احساس کرد که عدالت وجدانش را مورد سرزنش قرار میدهد.
the storm was smiting the coastline with fierce winds.
طوفان با وزش شدید بادها خط ساحلی را مورد ضرب و شتم قرار میداد.
he believed in a deity that smiting the wicked.
او به الهیتی اعتقاد داشت که شرورها را مجازات میکند.
the hero was smiting evil wherever it appeared.
قهرمان هرجا که شرارت ظاهر میشد، آن را مورد ضرب و شتم قرار میداد.
with each blow, he was smiting down the barriers of fear.
با هر ضربه، او سدهای ترس را از بین میبرد.
the knight was smiting the dragon with his sword.
شوالیه با شمشیر خود اژدها را مورد ضرب و شتم قرار میداد.
she spoke with a voice smiting through the silence.
او با صدایی که از سکوت عبور میکرد صحبت کرد.
the teacher was smiting ignorance with knowledge.
معلم با دانش، نادانی را از بین میبرد.
they were smiting their doubts and fears to succeed.
آنها برای موفقیت، تردیدها و ترسهای خود را از بین میبردند.
smiting enemies
مقابله با دشمنان
smiting foes
مقابله با دشمنان
smiting evil
مقابله با شرارت
smiting darkness
مقابله با تاریکی
smiting threats
مقابله با تهدیدها
smiting injustice
مقابله با بیعدالتی
smiting wrongdoers
مقابله با متخلفین
smiting evil-doers
مقابله با متخلفین
smiting rivals
مقابله با رقیبان
the warrior was smiting his enemies with great force.
جنگجو با نیروی زیاد دشمنان خود را مورد ضرب و شتم قرار میداد.
she felt a sense of justice smiting her conscience.
او احساس کرد که عدالت وجدانش را مورد سرزنش قرار میدهد.
the storm was smiting the coastline with fierce winds.
طوفان با وزش شدید بادها خط ساحلی را مورد ضرب و شتم قرار میداد.
he believed in a deity that smiting the wicked.
او به الهیتی اعتقاد داشت که شرورها را مجازات میکند.
the hero was smiting evil wherever it appeared.
قهرمان هرجا که شرارت ظاهر میشد، آن را مورد ضرب و شتم قرار میداد.
with each blow, he was smiting down the barriers of fear.
با هر ضربه، او سدهای ترس را از بین میبرد.
the knight was smiting the dragon with his sword.
شوالیه با شمشیر خود اژدها را مورد ضرب و شتم قرار میداد.
she spoke with a voice smiting through the silence.
او با صدایی که از سکوت عبور میکرد صحبت کرد.
the teacher was smiting ignorance with knowledge.
معلم با دانش، نادانی را از بین میبرد.
they were smiting their doubts and fears to succeed.
آنها برای موفقیت، تردیدها و ترسهای خود را از بین میبردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید