smiting

[ایالات متحده]/ˈsmaɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsmaɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ضربه زدن یا کوبیدن به شدت

عبارات و ترکیب‌ها

smiting enemies

مقابله با دشمنان

smiting foes

مقابله با دشمنان

smiting evil

مقابله با شرارت

smiting darkness

مقابله با تاریکی

smiting threats

مقابله با تهدیدها

smiting injustice

مقابله با بی‌عدالتی

smiting wrongdoers

مقابله با متخلفین

smiting evil-doers

مقابله با متخلفین

smiting rivals

مقابله با رقیبان

جملات نمونه

the warrior was smiting his enemies with great force.

جنگجو با نیروی زیاد دشمنان خود را مورد ضرب و شتم قرار می‌داد.

she felt a sense of justice smiting her conscience.

او احساس کرد که عدالت وجدانش را مورد سرزنش قرار می‌دهد.

the storm was smiting the coastline with fierce winds.

طوفان با وزش شدید بادها خط ساحلی را مورد ضرب و شتم قرار می‌داد.

he believed in a deity that smiting the wicked.

او به الهیتی اعتقاد داشت که شرورها را مجازات می‌کند.

the hero was smiting evil wherever it appeared.

قهرمان هرجا که شرارت ظاهر می‌شد، آن را مورد ضرب و شتم قرار می‌داد.

with each blow, he was smiting down the barriers of fear.

با هر ضربه، او سدهای ترس را از بین می‌برد.

the knight was smiting the dragon with his sword.

شوالیه با شمشیر خود اژدها را مورد ضرب و شتم قرار می‌داد.

she spoke with a voice smiting through the silence.

او با صدایی که از سکوت عبور می‌کرد صحبت کرد.

the teacher was smiting ignorance with knowledge.

معلم با دانش، نادانی را از بین می‌برد.

they were smiting their doubts and fears to succeed.

آنها برای موفقیت، تردیدها و ترس‌های خود را از بین می‌بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید