smocked

[ایالات متحده]/smɒkt/
[بریتانیا]/smɑːkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (از لباس) دارای گلدوزی؛ پوشیدن یک اسمک
vt. زمان گذشته و گذشته استمراری smock

عبارات و ترکیب‌ها

smocked dress

لباس دوزاده‌بافت

smocked top

سوتین دوزاده‌بافت

smocked blouse

بلوز دوزاده‌بافت

smocked pants

شلوار دوزاده‌بافت

smocked romper

سرهمی دوزاده‌بافت

smocked skirt

دامن دوزاده‌بافت

smocked bodice

تن‌پوش دوزاده‌بافت

smocked apron

پیشبند دوزاده‌بافت

smocked sleeves

آستین‌های دوزاده‌بافت

smocked fabric

پارچه دوزاده‌بافت

جملات نمونه

the dress was beautifully smocked at the waist.

لباس به زیبایی در قسمت کمر گلدوزی شده بود.

she wore a smocked blouse to the party.

او یک بلوز گلدوزی شده به مهمانی پوشید.

smocked garments are popular for children's clothing.

لباس‌های گلدوزی شده برای لباس کودکان محبوب هستند.

he admired the intricate smocked details on her dress.

او جزئیات گلدوزی پیچیده روی لباس او را تحسین کرد.

the artisan specializes in creating smocked designs.

صنعتگر در طراحی و ایجاد طرح‌های گلدوزی شده تخصص دارد.

she learned how to smock fabric in her sewing class.

او یاد گرفت که چگونه در کلاس خیاطی خود پارچه را گلدوزی کند.

smocked dresses are often worn for special occasions.

لباس‌های گلدوزی شده اغلب در مناسبت‌های خاص پوشیده می‌شوند.

the baby wore a cute smocked outfit.

نوزاد یک لباس گلدوزی شده دوست داشتنی پوشیده بود.

she chose a smocked sundress for the summer picnic.

او یک لباس خنک کننده گلدوزی شده برای پیک نیک تابستانی انتخاب کرد.

the smocked design adds a vintage touch to the clothing.

طرح گلدوزی یک حس و حال قدیمی به لباس می‌بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید