smugger

[ایالات متحده]/ˈsmʌɡə/
[بریتانیا]/ˈsmʌɡər/

ترجمه

adj. بیشتر خودراضی; نشان دادن یک غرور بیش از حد در خود

عبارات و ترکیب‌ها

smugger than thou

از تو خودنمازه‌تر

smugger attitude

حرف و عمل خودمحورانه

smugger smile

لبخند خودشیفته

smugger look

نگاه خودشیفته

smugger remarks

اظهارات خودخواهانه

smugger behavior

رفتار خودخواهانه

smugger personality

شخصیت خودخواه

smugger grin

خند خودشیفته

smugger expression

حالت چهره خودشیفته

smugger comments

نظرات خودخواهانه

جملات نمونه

he walked into the room with a smugger attitude than ever.

او با اعتماد به نفسی بیشتر از همیشه وارد اتاق شد.

her smugger smile made everyone else uncomfortable.

لبخند مغرور او باعث ناراحتی دیگران شد.

the smugger he became, the more people distanced themselves from him.

هر چه مغرورتر می‌شد، مردم بیشتر از او فاصله می‌گرفتند.

winning the award only made him smugger.

برنده شدن جایزه فقط او را مغرورتر کرد.

she gave a smugger reply when asked about her success.

وقتی از او در مورد موفقیتش پرسیده شد، پاسخی مغرورانه داد.

the smugger tone in his voice was hard to ignore.

لحن مغرورانه در صدای او قابل نادیده گرفتن نبود.

his smugger demeanor alienated his friends.

رفتار مغرورانه او دوستانش را از او دور کرد.

she couldn't help but feel smugger after her promotion.

او نمی‌توانست بعد از ارتقای خود احساس مغرورانه بودن نکند.

his smugger attitude was off-putting during the meeting.

حضور او در جلسه با رفتاری مغرورانه آزاردهنده بود.

the smugger he acted, the more criticism he received.

هر چه بیشتر با اعتماد به نفس رفتار می‌کرد، انتقاد بیشتری دریافت می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید