snaffled

[ایالات متحده]/ˈsnæf.əld/
[بریتانیا]/ˈsnæf.əld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و شکل گذشته participle از snaffle

عبارات و ترکیب‌ها

snaffled the prize

برنده شدن جایزه

snaffled a snack

یک میان وعده دزدید

snaffled my idea

ایده من را دزدید

snaffled the last

آخرین را دزدید

snaffled some food

کمی غذا دزدید

snaffled the deal

معامله را دزدید

snaffled his lunch

ناهارش را دزدید

snaffled a ticket

یک بلیط دزدید

snaffled the chance

فرصت را دزدید

snaffled the attention

توجه را دزدید

جملات نمونه

the cat snaffled the fish from the table.

گربه ماهی را از روی میز دزدید.

he snaffled the last piece of cake before anyone else could.

او آخرین تکه کیک را قبل از اینکه کسی بتواند آن را بگیرد، دزدید.

she snaffled my pen when i wasn't looking.

وقتی من نگاه نمی‌کردم، او قلم من را دزدید.

the kids snaffled all the cookies from the jar.

بچه‌ها همه بیسکویت‌ها را از داخل پارچ دزدیدند.

he quickly snaffled the opportunity to lead the project.

او به سرعت فرصت هدایت پروژه را به دست آورد.

during lunch, she snaffled my sandwich without asking.

در زمان ناهار، او ساندویچ من را بدون اجازه دزدید.

the dog snaffled the ball and ran away.

سگ توپ را دزدید و فرار کرد.

he snaffled the remote control while i was distracted.

وقتی من حواس پرت بودم، او کنترل از راه دور را دزدید.

they snaffled all the good seats at the concert.

آنها همه صندلی‌های خوب کنسرت را به دست آوردند.

she snaffled the promotion before anyone else could apply.

او قبل از اینکه کسی بتواند درخواست کند، ترفیع را به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید