snaring

[ایالات متحده]/ˈsnɛərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsnɛrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از snare، به معنای گرفتن یا به دام انداختن با استفاده از یک دام

عبارات و ترکیب‌ها

snaring trap

تله گرفتن

snaring technique

تکنیک گرفتن

snaring device

وسیله گرفتن

snaring animals

گرفتن حیوانات

snaring prey

گرفتن طعمه

snaring method

روش گرفتن

snaring net

تور گرفتن

snaring system

سیستم گرفتن

snaring wildlife

گرفتن حیات وحش

snaring strategy

استراتژی گرفتن

جملات نمونه

the hunter was skilled at snaring rabbits in the woods.

شکارچی در به دام انداختن خرگوش‌ها در جنگل مهارت داشت.

snaring the attention of the audience is crucial for a good presentation.

جلب توجه مخاطبان برای یک ارائه خوب بسیار مهم است.

she was snaring compliments for her beautiful artwork.

او برای آثار هنری زیبایش تعریف و تمجید جمع آوری می کرد.

the trap was designed for snaring larger animals.

این تله برای به دام انداختن حیوانات بزرگتر طراحی شده بود.

he was snaring opportunities left and right in the competitive market.

او در بازار رقابتی، فرصت ها را از هر طرف به دست می آورد.

snaring a deal with that client took a lot of negotiation.

رسیدن به توافق با آن مشتری نیاز به مذاکره زیادی داشت.

the documentary focused on the dangers of snaring wildlife.

این مستند بر خطرات به دام انداختن حیات وحش تمرکز داشت.

she has a knack for snaring the best bargains at flea markets.

او استعداد خاصی در به دست آوردن بهترین معاملات در بازارهای محلی دارد.

snaring a good job requires both skills and networking.

رسیدن به یک شغل خوب نیاز به هر دو مهارت و شبکه سازی دارد.

the artist was snaring inspiration from nature for her new project.

هنرمند الهام خود را از طبیعت برای پروژه جدیدش به دست می آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید