| جمع | snes |
sneaky behavior
رفتار فریبکارانه
sneak peek
نظرسنجی
sneak attack
حمله غافلگیرانه
sneak out
پنهانی خارج شدن
sneaky plan
طرح فریبکارانه
sneak away
پنهانی دور شدن
sneaky tactics
حملات فریبکارانه
sneak in
وارد شدن به صورت مخفیانه
sneaky smile
لبخند فریبکارانه
she has a sneaking suspicion about his intentions.
او یک سوء ظن پنهانی در مورد نیات او دارد.
he sneezed loudly during the meeting.
او در طول جلسه با صدای بلند عطسه کرد.
they sneaked out of the party early.
آنها زودتر از مهمانی خارج شدند.
she caught him sneaking a cookie from the jar.
او دید که او در حال دزدیدن یک بیسکویت از ظرف است.
he has a sneaky way of getting what he wants.
او راهی زیرکانه برای به دست آوردن آنچه میخواهد دارد.
she gave him a sneer when he made the joke.
وقتی او شوخی کرد، او با تحقیر به او نگاه کرد.
they sneaked into the concert without tickets.
آنها بدون بلیط به طور مخفیانه وارد کنسرت شدند.
he felt a sneaky thrill when he broke the rules.
وقتی قوانین را شکست، او یک هیجان پنهانی احساس کرد.
she has a sneaky smile that makes people curious.
او لبخندی پنهانی دارد که باعث کنجکاویشان می شود.
he sneezed into his elbow to be polite.
او برای اینکه مؤدب باشد، در آرنجش عطسه کرد.
sneaky behavior
رفتار فریبکارانه
sneak peek
نظرسنجی
sneak attack
حمله غافلگیرانه
sneak out
پنهانی خارج شدن
sneaky plan
طرح فریبکارانه
sneak away
پنهانی دور شدن
sneaky tactics
حملات فریبکارانه
sneak in
وارد شدن به صورت مخفیانه
sneaky smile
لبخند فریبکارانه
she has a sneaking suspicion about his intentions.
او یک سوء ظن پنهانی در مورد نیات او دارد.
he sneezed loudly during the meeting.
او در طول جلسه با صدای بلند عطسه کرد.
they sneaked out of the party early.
آنها زودتر از مهمانی خارج شدند.
she caught him sneaking a cookie from the jar.
او دید که او در حال دزدیدن یک بیسکویت از ظرف است.
he has a sneaky way of getting what he wants.
او راهی زیرکانه برای به دست آوردن آنچه میخواهد دارد.
she gave him a sneer when he made the joke.
وقتی او شوخی کرد، او با تحقیر به او نگاه کرد.
they sneaked into the concert without tickets.
آنها بدون بلیط به طور مخفیانه وارد کنسرت شدند.
he felt a sneaky thrill when he broke the rules.
وقتی قوانین را شکست، او یک هیجان پنهانی احساس کرد.
she has a sneaky smile that makes people curious.
او لبخندی پنهانی دارد که باعث کنجکاویشان می شود.
he sneezed into his elbow to be polite.
او برای اینکه مؤدب باشد، در آرنجش عطسه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید