snipe

[ایالات متحده]/snaɪp/
[بریتانیا]/snaɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سناپ
vi. به افراد از یک موقعیت پنهان شلیک کردن
vt. به (کسی) از یک مکان پنهان شلیک کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردsnipes
زمان گذشتهsniped
صفت یا فعل حال استمراریsniping
قسمت سوم فعلsniped
جمعsnipes

عبارات و ترکیب‌ها

sniper rifle

تفنگ تک‌تیرانداز

sniper scope

دوربین دیده‌بان اسنایپر

sniper team

گروه اسنایپر

جملات نمونه

the soldiers in the trench sniped at us.

سربازان در سنگر به ما شلیک کردند.

the state governor constantly sniped at the president.

فرماندار ایالت به طور مداوم به رئیس جمهور حمله می‌کرد.

A gunman sniped at them from the roof.

یک مرد مسلح از پشت بام به آن‌ها شلیک کرد.

The sniper managed to snipe the target from a long distance.

تیرانداز موفق به شلیک به هدف از فاصله دور شد.

Online gamers often try to snipe their opponents in first-person shooter games.

گیمرهای آنلاین اغلب سعی می کنند حریفان خود را در بازی های تیراندازی اول شخص مورد هدف قرار دهند.

The angry customer decided to snipe at the poor service he received.

مشتری عصبانی تصمیم گرفت به دلیل خدمات ضعیفی که دریافت کرد، انتقاد کند.

The paparazzi tried to snipe photos of the celebrity from behind a bush.

پاپاراتی سعی کرد از پشت بوته عکس هایی از چهره مشهور بگیرد.

The politician was known for his ability to snipe at his opponents during debates.

سیاستمدان به توانایی او در انتقاد از حریفانش در طول مناظره ها معروف بودند.

The hacker attempted to snipe sensitive information from the company's database.

هکر سعی کرد اطلاعات حساس را از پایگاه داده شرکت مورد هدف قرار دهد.

The comedian likes to snipe at societal norms in his stand-up routines.

کمدین دوست دارد در برنامه های ایستاده خود به هنجارهای اجتماعی حمله کند.

The gossip columnist would often snipe at celebrities in her articles.

روزنامه‌نگار غیبت اغلب به چهره‌های مشهور در مقالات خود حمله می‌کرد.

The rival company tried to snipe our clients by offering lower prices.

شرکت رقیب سعی کرد با ارائه قیمت‌های پایین‌تر، مشتریان ما را مورد هدف قرار دهد.

The journalist decided to snipe at the corrupt officials in her investigative report.

روزنامه‌نگار تصمیم گرفت در گزارش تحقیقی خود به مقامات فاسد حمله کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید