| جمع | sneezers |
sneezer alert
هشدار عطسه
sneezer season
فصل عطسه
sneezer response
واکنش عطسه
sneezer etiquette
ادب عطسه
sneezer warning
هشدار عطسه
sneezer symptoms
علائم عطسه
sneezer reflex
رفلکس عطسه
sneezer zone
منطقه عطسه
sneezer trigger
فعالساز عطسه
sneezer prevention
جلوگیری از عطسه
the loud sneezer disrupted the quiet classroom.
عطسه بلند کلاس درس آرام را مختل کرد.
everyone turned to look at the sneezer in the meeting.
همه برای نگاه کردن به عطسه کننده در جلسه چرخیدند.
she is known as the sneezer of the group.
او به عنوان عطسه کننده گروه شناخته می شود.
the sneezer apologized for interrupting the conversation.
عطسه کننده برای قطع کردن صحبت ها عذرخواهی کرد.
he always carries tissues because he is a frequent sneezer.
او همیشه دستمال کاغذی حمل می کند زیرا او یک عطسه کننده مکرر است.
the sneezer at the concert made everyone laugh.
عطسه کننده در کنسرت باعث خنده همه شد.
being a sneezer can be embarrassing in public.
عطسه کردن در حضور عموم می تواند شرم آور باشد.
the sneezer covered his mouth to be polite.
عطسه کننده برای اینکه مؤدب باشد دهان خود را پوشاند.
she tried to hold back her sneeze, but she is a natural sneezer.
او سعی کرد عطسه خود را کنترل کند، اما او یک عطسه کننده طبیعی است.
as a sneezer, he often gets funny looks from others.
به عنوان یک عطسه کننده، او اغلب نگاه های خنده دار دیگران را دریافت می کند.
sneezer alert
هشدار عطسه
sneezer season
فصل عطسه
sneezer response
واکنش عطسه
sneezer etiquette
ادب عطسه
sneezer warning
هشدار عطسه
sneezer symptoms
علائم عطسه
sneezer reflex
رفلکس عطسه
sneezer zone
منطقه عطسه
sneezer trigger
فعالساز عطسه
sneezer prevention
جلوگیری از عطسه
the loud sneezer disrupted the quiet classroom.
عطسه بلند کلاس درس آرام را مختل کرد.
everyone turned to look at the sneezer in the meeting.
همه برای نگاه کردن به عطسه کننده در جلسه چرخیدند.
she is known as the sneezer of the group.
او به عنوان عطسه کننده گروه شناخته می شود.
the sneezer apologized for interrupting the conversation.
عطسه کننده برای قطع کردن صحبت ها عذرخواهی کرد.
he always carries tissues because he is a frequent sneezer.
او همیشه دستمال کاغذی حمل می کند زیرا او یک عطسه کننده مکرر است.
the sneezer at the concert made everyone laugh.
عطسه کننده در کنسرت باعث خنده همه شد.
being a sneezer can be embarrassing in public.
عطسه کردن در حضور عموم می تواند شرم آور باشد.
the sneezer covered his mouth to be polite.
عطسه کننده برای اینکه مؤدب باشد دهان خود را پوشاند.
she tried to hold back her sneeze, but she is a natural sneezer.
او سعی کرد عطسه خود را کنترل کند، اما او یک عطسه کننده طبیعی است.
as a sneezer, he often gets funny looks from others.
به عنوان یک عطسه کننده، او اغلب نگاه های خنده دار دیگران را دریافت می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید