snickersnees

[ایالات متحده]/ˈsnɪkəˌsniːz/
[بریتانیا]/ˈsnɪkərˌsniːz/

ترجمه

n. نوعی چاقوی کوتاه

عبارات و ترکیب‌ها

snickersnees attack

حمله اسنیکرنز

snickersnees duel

دوئل اسنیکرنز

snickersnees fight

نبرد اسنیکرنز

snickersnees wield

اسنیکرنز به دست دارد

snickersnees clash

برخورد اسنیکرنز

snickersnees edge

برتری اسنیکرنز

snickersnees blade

تیغه اسنیکرنز

snickersnees master

استاد اسنیکرنز

snickersnees style

سبک اسنیکرنز

snickersnees lesson

درس اسنیکرنز

جملات نمونه

he pulled out his snickersnees to defend himself.

او برای دفاع از خود، کفشش را بیرون آورد.

the pirate brandished his snickersnees in the moonlight.

دزد دریایی در روشنای ماه، کفشش را به نمایش گذاشت.

she was skilled in using her snickersnees for carving.

او در استفاده از کفشش برای حکاکی مهارت داشت.

in the duel, he relied on his trusty snickersnees.

در دوئل، او به کفش مورد اعتمادش تکیه کرد.

the chef used a snickersnees to slice the vegetables.

سرآشپز از کفش برای خرد کردن سبزیجات استفاده کرد.

they say a good snickersnees is essential for survival.

می گویند یک کفش خوب برای بقا ضروری است.

she kept her snickersnees sharp for the next adventure.

او کفشش را برای ماجراجویی بعدی تیز نگه داشت.

the old warrior cherished his ancient snickersnees.

جنگجوی پیر کفش باستانی خود را ارج می گذاشت.

he taught his son how to wield a snickersnees properly.

او به پسرش آموزش داد که چگونه به درستی از کفش استفاده کند.

during the camping trip, a snickersnees was a vital tool.

در طول سفر کمپینگ، یک کفش یک ابزار حیاتی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید