snicks

[ایالات متحده]/snɪks/
[بریتانیا]/snɪks/

ترجمه

n. جمع snick؛ علامت‌هایی که با برش یا خراش ایجاد می‌شود؛ (در کریکت) ضربه‌ای که با لبه‌ی چوب زده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

snicks and snails

خُرده‌ها و حلزون‌ها

snicks of laughter

خُرده‌های خنده

snicks of joy

خُرده‌های شادی

snicks of surprise

خُرده‌های تعجب

snicks in time

خُرده‌ها در زمان

snicks of sound

خُرده‌های صدا

snicks of wind

خُرده‌های باد

snicks of light

خُرده‌های نور

snicks of fate

خُرده‌های سرنوشت

snicks of hope

خُرده‌های امید

جملات نمونه

she snicks the paper neatly with scissors.

او با قیچی، کاغذ را به دقت می‌بُرد.

the cat snicks the toy away from the dog.

گربه اسباب‌بازی را از سگ می‌بُرد.

he snicks the lid off the jar effortlessly.

او به راحتی درب شیشه را می‌بُرد.

she snicks a piece of chocolate from the box.

او یک تکه شکلات از جعبه می‌بُرد.

the sound of snicks filled the room as he cut the fabric.

صدای بریدن پارچه فضا را پر کرد.

he snicks the corner of the envelope to open it.

او گوشه پاکت را برای باز کردن آن می‌بُرد.

she snicks her hair into a neat bun.

او موهایش را به یک بافت مرتب می‌بُرد.

the chef snicks the herbs finely for the dish.

سرآشپز برای غذا، گیاهان معطر را به خوبی می‌بُرد.

he snicks the edge of the cardboard for a clean break.

او لبه مقوا را برای شکستن تمیز می‌بُرد.

as she snicks the string, the balloon pops.

همانطور که او نخ را می‌بُرد، بادکنک منفجر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید