sniped

[ایالات متحده]/snaɪpt/
[بریتانیا]/snaɪpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته‌ی مشارکت snipe; به یک دشمن از یک موقعیت پنهان شلیک کردن; به افترا یا بدنام کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sniped deal

معامله دزدیده شده

sniped bid

مزایده دزدیده شده

sniped item

کالا دزدیده شده

sniped player

بازیکن دزدیده شده

sniped auction

حراج دزدیده شده

sniped opportunity

فرصت دزدیده شده

sniped shot

عکس دزدیده شده

sniped target

هدف دزدیده شده

sniped moment

لحظه دزدیده شده

sniped chance

شانس دزدیده شده

جملات نمونه

he sniped at his opponent during the debate.

او در طول بحث به حریف خود حمله کرد.

she sniped a great deal on the auction site.

او در سایت مزایده معامله خوبی انجام داد.

the player sniped the target from a distance.

بازیکن هدف را از راه دور زد.

they sniped at each other's ideas in the meeting.

آنها در جلسه به ایده های یکدیگر حمله کردند.

he was sniped by a rival during the competition.

او در طول مسابقه توسط یک رقیب مورد حمله قرار گرفت.

she sniped the last piece of cake before anyone else could get it.

او آخرین تکه کیک را قبل از اینکه کسی بتواند آن را بگیرد، خورد.

the critic sniped at the film for its poor script.

منتقد فیلم را به دلیل فیلمنامه ضعیف مورد حمله قرار داد.

he sniped at the budget cuts proposed by the management.

او به کاهش بودجه پیشنهادی توسط مدیریت حمله کرد.

she sniped at her colleague's presentation in front of the team.

او در حضور تیم به ارائه همکارش حمله کرد.

during the game, he sniped at every opportunity.

در طول بازی، او از هر فرصتی برای حمله استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید