sniping attack
حمله تیراندازی
sniping strategy
استراتژی تیراندازی
sniping game
بازی تیراندازی
sniping position
موقعیت تیراندازی
sniping technique
تکنیک تیراندازی
sniping style
سبک تیراندازی
sniping competition
مسابقه تیراندازی
sniping skill
مهارت تیراندازی
sniping session
جلسه تیراندازی
sniping mission
ماموریت تیراندازی
he was accused of sniping at his colleagues during the meeting.
او به متهم کردن همکارانش در طول جلسه متهم شد.
the sniper was known for his precision in sniping targets from a distance.
تیرانداز به دقت خود در هدف قرار دادن اهداف از راه دور معروف بود.
online sniping can disrupt the auction process significantly.
حمله سایبری آنلاین می تواند فرآیند مزایده را به طور قابل توجهی مختل کند.
her sniping comments made it clear she was unhappy with the project.
اظهارات انتقادآمیز او نشان داد که از پروژه ناراضی است.
the team strategized to prevent any sniping from the opposing side.
تیم برای جلوگیری از هرگونه حمله از سوی تیم مقابل برنامه ریزی کرد.
he enjoys sniping at politicians in his blog posts.
او از حمله به سیاستمداران در پست های وبلاگ خود لذت می برد.
sniping can be a controversial tactic in competitive bidding.
حمله می تواند یک تاکت بحث برانگیز در مناقصات باشد.
she was adept at sniping during debates, often catching her opponents off guard.
او در بحث ها در مورد حمله مهارت داشت و اغلب حریفانش را غافلگیر می کرد.
the game featured a sniping mechanic that added to its excitement.
بازی دارای یک مکانیک حمله بود که به هیجان آن اضافه می کرد.
his sniping remarks were unwelcome in the friendly discussion.
اظهارات انتقادآمیز او در بحث دوستانه خوشایند نبود.
sniping attack
حمله تیراندازی
sniping strategy
استراتژی تیراندازی
sniping game
بازی تیراندازی
sniping position
موقعیت تیراندازی
sniping technique
تکنیک تیراندازی
sniping style
سبک تیراندازی
sniping competition
مسابقه تیراندازی
sniping skill
مهارت تیراندازی
sniping session
جلسه تیراندازی
sniping mission
ماموریت تیراندازی
he was accused of sniping at his colleagues during the meeting.
او به متهم کردن همکارانش در طول جلسه متهم شد.
the sniper was known for his precision in sniping targets from a distance.
تیرانداز به دقت خود در هدف قرار دادن اهداف از راه دور معروف بود.
online sniping can disrupt the auction process significantly.
حمله سایبری آنلاین می تواند فرآیند مزایده را به طور قابل توجهی مختل کند.
her sniping comments made it clear she was unhappy with the project.
اظهارات انتقادآمیز او نشان داد که از پروژه ناراضی است.
the team strategized to prevent any sniping from the opposing side.
تیم برای جلوگیری از هرگونه حمله از سوی تیم مقابل برنامه ریزی کرد.
he enjoys sniping at politicians in his blog posts.
او از حمله به سیاستمداران در پست های وبلاگ خود لذت می برد.
sniping can be a controversial tactic in competitive bidding.
حمله می تواند یک تاکت بحث برانگیز در مناقصات باشد.
she was adept at sniping during debates, often catching her opponents off guard.
او در بحث ها در مورد حمله مهارت داشت و اغلب حریفانش را غافلگیر می کرد.
the game featured a sniping mechanic that added to its excitement.
بازی دارای یک مکانیک حمله بود که به هیجان آن اضافه می کرد.
his sniping remarks were unwelcome in the friendly discussion.
اظهارات انتقادآمیز او در بحث دوستانه خوشایند نبود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید