snogging

[ایالات متحده]/ˈsnɒɡɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsnɔːɡɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بوسیدن و در آغوش گرفتن به مدت طولانی

عبارات و ترکیب‌ها

snogging session

جلسه بوسیدن

snogging partner

همراه بوسیدن

snogging spot

محل بوسیدن

snogging fun

سرگرمی بوسیدن

snogging game

بازی بوسیدن

snogging friend

دوست بوسیدن

snogging scene

صحنه بوسیدن

snogging mood

حالت بوسیدن

snogging moment

لحظه بوسیدن

snogging technique

تکنیک بوسیدن

جملات نمونه

they were caught snogging in the park.

آنها در حال بوسیدن و بغل کردن در پارک دیده شدند.

she loves snogging under the stars.

او عاشق بوسیدن و بغل کردن زیر نور ستارگان است.

he blushed after snogging his crush.

او بعد از بوسیدن و بغل کردن عشقش سرخ شد.

we spent the evening snogging on the couch.

ما شب را روی مبل بوسیدن و بغل کردن گذراندیم.

they were snogging like nobody was watching.

آنها در حال بوسیدن و بغل کردن بودند انگار کسی نگاه نمی‌کرد.

snogging in the rain is so romantic.

بوسیدن و بغل کردن در باران بسیار رمانتیک است.

after snogging, they both smiled shyly.

بعد از بوسیدن و بغل کردن، هر دو با خجالت لبخند زدند.

she caught him snogging with someone else.

او دید که او در حال بوسیدن و بغل کردن با شخص دیگری است.

snogging in public can be a bit embarrassing.

بوسیدن و بغل کردن در مکان عمومی می‌تواند کمی خجالت‌آور باشد.

they were snogging passionately at the concert.

آنها به طور مشتاقانه در حال بوسیدن و بغل کردن در کنسرت بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید