snogging session
جلسه بوسیدن
snogging partner
همراه بوسیدن
snogging spot
محل بوسیدن
snogging fun
سرگرمی بوسیدن
snogging game
بازی بوسیدن
snogging friend
دوست بوسیدن
snogging scene
صحنه بوسیدن
snogging mood
حالت بوسیدن
snogging moment
لحظه بوسیدن
snogging technique
تکنیک بوسیدن
they were caught snogging in the park.
آنها در حال بوسیدن و بغل کردن در پارک دیده شدند.
she loves snogging under the stars.
او عاشق بوسیدن و بغل کردن زیر نور ستارگان است.
he blushed after snogging his crush.
او بعد از بوسیدن و بغل کردن عشقش سرخ شد.
we spent the evening snogging on the couch.
ما شب را روی مبل بوسیدن و بغل کردن گذراندیم.
they were snogging like nobody was watching.
آنها در حال بوسیدن و بغل کردن بودند انگار کسی نگاه نمیکرد.
snogging in the rain is so romantic.
بوسیدن و بغل کردن در باران بسیار رمانتیک است.
after snogging, they both smiled shyly.
بعد از بوسیدن و بغل کردن، هر دو با خجالت لبخند زدند.
she caught him snogging with someone else.
او دید که او در حال بوسیدن و بغل کردن با شخص دیگری است.
snogging in public can be a bit embarrassing.
بوسیدن و بغل کردن در مکان عمومی میتواند کمی خجالتآور باشد.
they were snogging passionately at the concert.
آنها به طور مشتاقانه در حال بوسیدن و بغل کردن در کنسرت بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید