snooper

[ایالات متحده]/ˈsnuːpə/
[بریتانیا]/ˈsnuːpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که سعی می‌کند درباره امور خصوصی دیگران اطلاعات کسب کند؛ یک جاسوس یا کسی که به طور مخفیانه تحقیق می‌کند
Word Forms
جمعsnoopers

عبارات و ترکیب‌ها

snooper alert

هشدار snooper

snooper tool

ابزار snooper

snooper software

نرم‌افزار snooper

snooper network

شبکه snooper

snooper device

دستگاه snooper

snooper program

برنامه snooper

snooper investigation

بررسی snooper

snooper spy

جاسوس snooper

snooper activity

فعالیت snooper

snooper report

گزارش snooper

جملات نمونه

the snooper was caught peeking through the window.

گوش‌کن در حال نگاه کردن از پنجره دیده شد.

she felt like a snooper when she read his messages.

وقتی پیام‌های او را خواند، احساس می‌کرد که یک گوش‌کن است.

he hired a snooper to gather information on his competitor.

او برای جمع‌آوری اطلاعات در مورد رقیبش، یک گوش‌کن استخدام کرد.

being a snooper can lead to trust issues in relationships.

گوش‌کن بودن می‌تواند منجر به مشکلات اعتماد در روابط شود.

the snooper's antics were caught on camera.

رفتارهای عجیب و غریب گوش‌کن در دوربین ضبط شد.

she didn't want to be seen as a snooper among her friends.

او نمی‌خواست در بین دوستانش به عنوان یک گوش‌کن دیده شود.

the snooper found out secrets that were not meant for him.

گوش‌کن رازهایی را کشف کرد که قرار نبود او آن‌ها را بداند.

he realized that being a snooper was not worth the trouble.

او متوجه شد که گوش‌کن بودن ارزش دردسر را ندارد.

the snooper used a drone to spy on the neighbors.

گوش‌کن از یک پهپاد برای جاسوسی از همسایه‌ها استفاده کرد.

she was labeled a snooper after she overheard their conversation.

او پس از شنیدن مکالمه آن‌ها، به عنوان یک گوش‌کن شناخته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید