snotters

[ایالات متحده]/ˈsnɒtə/
[بریتانیا]/ˈsnɑːtər/

ترجمه

n. شامل شدن اکسید سریم در ریخته‌گری‌های فولادی

عبارات و ترکیب‌ها

snotter nose

بینی ساتر

snotter monster

غول ساتر

snotter attack

حمله ساتر

snotter kid

کودک ساتر

snotter issue

مشکل ساتر

snotter problem

مشکل ساتر

snotter season

فصل ساتر

snotter situation

وضعیت ساتر

snotter symptoms

علائم ساتر

snotter remedy

درمان ساتر

جملات نمونه

he wiped his nose with a snotter.

او بینی خود را با دستمال کاغذی تمیز کرد.

the child used a snotter to clean his face.

کودک از دستمال کاغذی برای تمیز کردن صورت خود استفاده کرد.

she always carries a snotter in her bag.

او همیشه یک دستمال کاغذی در کیف خود دارد.

after the cold, he had to use a snotter frequently.

بعد از سرماخوردگی، او مجبور شد به طور مکرر از دستمال کاغذی استفاده کند.

he found a snotter on the floor.

او یک دستمال کاغذی روی زمین پیدا کرد.

she handed him a snotter when he sneezed.

وقتی او عطسه کرد، او یک دستمال کاغذی به او داد.

the teacher asked the student to use a snotter.

معلم از دانش آموز خواست از دستمال کاغذی استفاده کند.

he blew his nose into a snotter.

او بینی خود را در یک دستمال کاغذی فوت کرد.

she folded the snotter neatly before putting it away.

او قبل از گذاشتن آن، دستمال کاغذی را به طور مرتب تا کرد.

during the winter, a snotter is essential.

در طول زمستان، یک دستمال کاغذی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید