sniffs

[ایالات متحده]/snɪfs/
[بریتانیا]/snɪfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از sniff; به طور شنیدنی از طریق بینی تنفس کردن، به ویژه هنگام گریه یا سرما خوردن؛ شکایت کردن یا ابراز نارضایتی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dog sniffs

سگ بو می‌کشد

cat sniffs

گربه بو می‌کشد

sniffs flowers

گل‌ها را بو می‌کند

sniffs air

هوا را بو می‌کند

sniffs around

اینجا و آنجا بو می‌کند

sniffs food

غذا را بو می‌کند

sniffs ground

زمین را بو می‌کند

sniffs out

پیدا می‌کند

sniffs scent

بو را بو می‌کند

sniffs people

افراد را بو می‌کند

جملات نمونه

the dog sniffs around the park for interesting scents.

سگ در پارک به دنبال بوهای جالب می‌چرخد.

she sniffs the flowers to enjoy their fragrance.

او گل‌ها را بو می‌کشد تا از عطرشان لذت ببرد.

the detective sniffs for clues at the crime scene.

مامور در صحنه جرم به دنبال سرنخ‌ها بو می‌کند.

he sniffs the air to see if it smells like rain.

او هوا را بو می‌کند تا ببیند بوی باران می‌دهد یا نه.

the cat sniffs the new toy curiously.

گربه با کنجکاوی اسباب‌بازی جدید را بو می‌کند.

she sniffs her coffee before taking a sip.

او قبل از نوشیدن قهوه‌اش بو می‌کند.

the baby sniffs the blanket, feeling comforted.

بچه پتو را بو می‌کند و احساس آرامش می‌کند.

he sniffs his shirt to check if it needs washing.

او پیراهنش را بو می‌کند تا ببیند نیاز به شستشو دارد یا نه.

the hound sniffs the trail left by the rabbit.

تازی به مسیر رها شده توسط خرگوش بو می‌کند.

she sniffs the cheese to see if it's still good.

او پنیر را بو می‌کند تا ببیند هنوز سالم است یا نه.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید