throwing snowballs
پرتاب توپ برف
snowballs fight
نبرد با توپ برف
making snowballs
ساختن توپ برف
catching snowballs
گرفتن توپ برف
snowballs rolling
غلتیدن توپ برف
snowballs flying
پرواز توپ برف
snowballs stacking
چیدن توپ برف
snowballs everywhere
توپ برف همه جا
snowballs in hand
توپ برف در دست
we built snowballs for a friendly snowball fight.
ما برای یک مسابقه دوستانه توپ برفی، توپ برفی ساختیم.
she threw snowballs at her brother playfully.
او به طور بازیگانه توپ برفی را به سمت برادرش پرتاب کرد.
snowballs can be a lot of fun in winter.
توپهای برفی میتوانند سرگرمکننده باشند، به خصوص در زمستان.
they gathered snowballs and made a snowman.
آنها توپهای برفی جمع کردند و یک آدم برفی ساختند.
children love to make snowballs when it snows.
کودکان عاشق ساختن توپهای برفی وقتی برف میبارد هستند.
he carefully packed the snowballs for throwing.
او با دقت توپهای برفی را برای پرتاب آماده کرد.
snowballs can vary in size and shape.
توپهای برفی میتوانند در اندازه و شکل متفاوت باشند.
after the storm, there were snowballs everywhere.
بعد از طوفان، توپهای برفی همه جا وجود داشتند.
they had a competition to see who could make the biggest snowballs.
آنها مسابقهای داشتند تا ببینند چه کسی میتواند بزرگترین توپهای برفی را بسازد.
making snowballs is a great winter activity.
ساختن توپهای برفی یک فعالیت زمستانی عالی است.
throwing snowballs
پرتاب توپ برف
snowballs fight
نبرد با توپ برف
making snowballs
ساختن توپ برف
catching snowballs
گرفتن توپ برف
snowballs rolling
غلتیدن توپ برف
snowballs flying
پرواز توپ برف
snowballs stacking
چیدن توپ برف
snowballs everywhere
توپ برف همه جا
snowballs in hand
توپ برف در دست
we built snowballs for a friendly snowball fight.
ما برای یک مسابقه دوستانه توپ برفی، توپ برفی ساختیم.
she threw snowballs at her brother playfully.
او به طور بازیگانه توپ برفی را به سمت برادرش پرتاب کرد.
snowballs can be a lot of fun in winter.
توپهای برفی میتوانند سرگرمکننده باشند، به خصوص در زمستان.
they gathered snowballs and made a snowman.
آنها توپهای برفی جمع کردند و یک آدم برفی ساختند.
children love to make snowballs when it snows.
کودکان عاشق ساختن توپهای برفی وقتی برف میبارد هستند.
he carefully packed the snowballs for throwing.
او با دقت توپهای برفی را برای پرتاب آماده کرد.
snowballs can vary in size and shape.
توپهای برفی میتوانند در اندازه و شکل متفاوت باشند.
after the storm, there were snowballs everywhere.
بعد از طوفان، توپهای برفی همه جا وجود داشتند.
they had a competition to see who could make the biggest snowballs.
آنها مسابقهای داشتند تا ببینند چه کسی میتواند بزرگترین توپهای برفی را بسازد.
making snowballs is a great winter activity.
ساختن توپهای برفی یک فعالیت زمستانی عالی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید