deep snowdrifts
کولههای عمیق برف
tall snowdrifts
کولههای بلند برف
frozen snowdrifts
کولههای یخزده برف
soft snowdrifts
کولههای نرم برف
snowdrifts piled
کولههای انباشته برف
snowdrifts formed
تشکیل شدن کولههای برف
snowdrifts cover
پوشش دادن کولههای برف
snowdrifts ahead
کولههای برف در پیش رو
snowdrifts blocking
مسدود کردن کولههای برف
snowdrifts melting
آب شدن کولههای برف
the children built a fort in the snowdrifts.
کودکان قلعهای در برفهای عمیق ساختند.
we had to dig our way out of the snowdrifts.
ما مجبور بودیم از میان برفهای عمیق راه خود را باز کنیم.
snowdrifts piled up against the fence.
برفهای عمیق در برابر حصار انباشته شده بودند.
the snowdrifts created a beautiful winter landscape.
برفهای عمیق یک منظره زمستانی زیبا ایجاد کردند.
driving through the snowdrifts was challenging.
رانندگی در میان برفهای عمیق چالشبرانگیز بود.
we watched the snowdrifts swirl in the wind.
ما تماشا میکردیم که برفهای عمیق در باد میچرخند.
snowdrifts can block roads and make travel difficult.
برفهای عمیق میتوانند جادهها را مسدود کرده و سفر را دشوار کنند.
the snowdrifts were taller than the car.
برفهای عمیق از ماشین بلندتر بودند.
he got stuck in the snowdrifts on his way home.
او در راه خانه در برفهای عمیق گیر کرد.
we enjoyed sledding down the snowdrifts.
ما از سورتمه سواری در برفهای عمیق لذت بردیم.
deep snowdrifts
کولههای عمیق برف
tall snowdrifts
کولههای بلند برف
frozen snowdrifts
کولههای یخزده برف
soft snowdrifts
کولههای نرم برف
snowdrifts piled
کولههای انباشته برف
snowdrifts formed
تشکیل شدن کولههای برف
snowdrifts cover
پوشش دادن کولههای برف
snowdrifts ahead
کولههای برف در پیش رو
snowdrifts blocking
مسدود کردن کولههای برف
snowdrifts melting
آب شدن کولههای برف
the children built a fort in the snowdrifts.
کودکان قلعهای در برفهای عمیق ساختند.
we had to dig our way out of the snowdrifts.
ما مجبور بودیم از میان برفهای عمیق راه خود را باز کنیم.
snowdrifts piled up against the fence.
برفهای عمیق در برابر حصار انباشته شده بودند.
the snowdrifts created a beautiful winter landscape.
برفهای عمیق یک منظره زمستانی زیبا ایجاد کردند.
driving through the snowdrifts was challenging.
رانندگی در میان برفهای عمیق چالشبرانگیز بود.
we watched the snowdrifts swirl in the wind.
ما تماشا میکردیم که برفهای عمیق در باد میچرخند.
snowdrifts can block roads and make travel difficult.
برفهای عمیق میتوانند جادهها را مسدود کرده و سفر را دشوار کنند.
the snowdrifts were taller than the car.
برفهای عمیق از ماشین بلندتر بودند.
he got stuck in the snowdrifts on his way home.
او در راه خانه در برفهای عمیق گیر کرد.
we enjoyed sledding down the snowdrifts.
ما از سورتمه سواری در برفهای عمیق لذت بردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید