snowdrifts

[ایالات متحده]/ˈsnəʊdrɪfts/
[بریتانیا]/ˈsnoʊdrɪfts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توده‌های برف تشکیل‌شده توسط باد

عبارات و ترکیب‌ها

deep snowdrifts

کوله‌های عمیق برف

tall snowdrifts

کوله‌های بلند برف

frozen snowdrifts

کوله‌های یخ‌زده برف

soft snowdrifts

کوله‌های نرم برف

snowdrifts piled

کوله‌های انباشته برف

snowdrifts formed

تشکیل شدن کوله‌های برف

snowdrifts cover

پوشش دادن کوله‌های برف

snowdrifts ahead

کوله‌های برف در پیش رو

snowdrifts blocking

مسدود کردن کوله‌های برف

snowdrifts melting

آب شدن کوله‌های برف

جملات نمونه

the children built a fort in the snowdrifts.

کودکان قلعه‌ای در برف‌های عمیق ساختند.

we had to dig our way out of the snowdrifts.

ما مجبور بودیم از میان برف‌های عمیق راه خود را باز کنیم.

snowdrifts piled up against the fence.

برف‌های عمیق در برابر حصار انباشته شده بودند.

the snowdrifts created a beautiful winter landscape.

برف‌های عمیق یک منظره زمستانی زیبا ایجاد کردند.

driving through the snowdrifts was challenging.

رانندگی در میان برف‌های عمیق چالش‌برانگیز بود.

we watched the snowdrifts swirl in the wind.

ما تماشا می‌کردیم که برف‌های عمیق در باد می‌چرخند.

snowdrifts can block roads and make travel difficult.

برف‌های عمیق می‌توانند جاده‌ها را مسدود کرده و سفر را دشوار کنند.

the snowdrifts were taller than the car.

برف‌های عمیق از ماشین بلندتر بودند.

he got stuck in the snowdrifts on his way home.

او در راه خانه در برف‌های عمیق گیر کرد.

we enjoyed sledding down the snowdrifts.

ما از سورتمه سواری در برف‌های عمیق لذت بردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید