the snowmachines
ماشینهای برف
our snowmachines
ماشینهای برف ما
new snowmachines
ماشینهای برف جدید
snowmachines are
ماشینهای برف هستند
snowmachines in
ماشینهای برف در
snowmachines for
ماشینهای برف برای
riding snowmachines
سوار شدن روی ماشینهای برف
using snowmachines
استفاده از ماشینهای برف
english sentence
Persian_translation
tourists love to ride snowmachines through the frozen wilderness.
گردشگران دوست دارند از طریق بیابان برفی با ماشینهای برف سوار شوند.
local guides operate snowmachines for adventurous visitors.
راهنمایان محلی ماشینهای برف را برای بازدیدکنندگان ماجراجویی به کار میگیرند.
the resort rents snowmachines to guests during winter.
تفریحگاه در زمستان ماشینهای برف را به مهمانان اجاره میدهد.
snowmachines can access remote areas that cars cannot reach.
ماشینهای برف میتوانند به مناطق دورافتاده دسترسی پیدا کنند که ماشینهای اتومبیل نمیتوانند به آنها برسند.
many hunters use snowmachines to reach their hunting grounds.
بسیاری از شکارچیان ماشینهای برف را برای رسیدن به زمینهای شکار خود استفاده میکنند.
the noise of snowmachines echoes through the mountain valleys.
صوت ماشینهای برف در دامنههای کوهها تکان میخورد.
proper maintenance keeps snowmachines running safely.
نگهداری مناسب ماشینهای برف را بهطور ایمنی در حال کار نگه میدارد.
snowmachines require special fuel to operate efficiently.
ماشینهای برف برای کارکرد کارآمد نیاز به سوخت ویژه دارند.
children must be accompanied by adults when riding snowmachines.
کودکان باید در هنگام سوار شدن روی ماشینهای برف توسط بزرگسالان همراه باشند.
the latest snowmachines come with advanced safety features.
جدیدترین ماشینهای برف با ویژگیهای ایمنی پیشرفته تجهیز شدهاند.
mountain resorts offer snowmachines tours for tourists.
تفریحگاههای کوهنشین برای گردشگران گردشهای ماشینهای برف ارائه میدهند.
experienced drivers handle snowmachines with great skill.
رانندگان تجربهدار ماشینهای برف را با مهارت زیاد کنترل میکنند.
the snowmachines
ماشینهای برف
our snowmachines
ماشینهای برف ما
new snowmachines
ماشینهای برف جدید
snowmachines are
ماشینهای برف هستند
snowmachines in
ماشینهای برف در
snowmachines for
ماشینهای برف برای
riding snowmachines
سوار شدن روی ماشینهای برف
using snowmachines
استفاده از ماشینهای برف
english sentence
Persian_translation
tourists love to ride snowmachines through the frozen wilderness.
گردشگران دوست دارند از طریق بیابان برفی با ماشینهای برف سوار شوند.
local guides operate snowmachines for adventurous visitors.
راهنمایان محلی ماشینهای برف را برای بازدیدکنندگان ماجراجویی به کار میگیرند.
the resort rents snowmachines to guests during winter.
تفریحگاه در زمستان ماشینهای برف را به مهمانان اجاره میدهد.
snowmachines can access remote areas that cars cannot reach.
ماشینهای برف میتوانند به مناطق دورافتاده دسترسی پیدا کنند که ماشینهای اتومبیل نمیتوانند به آنها برسند.
many hunters use snowmachines to reach their hunting grounds.
بسیاری از شکارچیان ماشینهای برف را برای رسیدن به زمینهای شکار خود استفاده میکنند.
the noise of snowmachines echoes through the mountain valleys.
صوت ماشینهای برف در دامنههای کوهها تکان میخورد.
proper maintenance keeps snowmachines running safely.
نگهداری مناسب ماشینهای برف را بهطور ایمنی در حال کار نگه میدارد.
snowmachines require special fuel to operate efficiently.
ماشینهای برف برای کارکرد کارآمد نیاز به سوخت ویژه دارند.
children must be accompanied by adults when riding snowmachines.
کودکان باید در هنگام سوار شدن روی ماشینهای برف توسط بزرگسالان همراه باشند.
the latest snowmachines come with advanced safety features.
جدیدترین ماشینهای برف با ویژگیهای ایمنی پیشرفته تجهیز شدهاند.
mountain resorts offer snowmachines tours for tourists.
تفریحگاههای کوهنشین برای گردشگران گردشهای ماشینهای برف ارائه میدهند.
experienced drivers handle snowmachines with great skill.
رانندگان تجربهدار ماشینهای برف را با مهارت زیاد کنترل میکنند.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now