snowmen

[ایالات متحده]/ˈsnəʊmɛn/
[بریتانیا]/ˈsnoʊmɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع برف‌انسان

عبارات و ترکیب‌ها

cute snowmen

برف پاک‌کن‌های دوست‌داشتنی

frosty snowmen

برف پاک‌کن‌های یخی

happy snowmen

برف پاک‌کن‌های خوشحال

big snowmen

برف پاک‌کن‌های بزرگ

little snowmen

برف پاک‌کن‌های کوچک

snowmen family

خانواده برف پاک کن

colorful snowmen

برف پاک‌کن‌های رنگارنگ

friendly snowmen

برف پاک‌کن‌های دوستانه

decorated snowmen

برف پاک‌کن‌های تزئین شده

playful snowmen

برف پاک‌کن‌های بازیگوش

جملات نمونه

we built three snowmen in the backyard.

ما سه آدم برفی در حیاط پشتی ساختیم.

the children laughed while making snowmen.

بچه‌ها در حالی که آدم برفی درست می‌کردند، می‌خندیدند.

snowmen with carrot noses are very cute.

آدم برفی‌هایی با دماغ‌های هویج بسیار دوست‌داشتنی هستند.

after the snowfall, we found many snowmen in the park.

بعد از بارش برف، بسیاری از آدم برفی‌ها را در پارک پیدا کردیم.

they decorated their snowmen with scarves and hats.

آنها آدم برفی‌های خود را با روسری و کلاه تزئین کردند.

we took pictures with our snowmen on christmas.

ما در روز کریسمس با آدم برفی‌هایمان عکس گرفتیم.

some snowmen were taller than the kids.

برخی از آدم برفی‌ها از بچه‌ها بلندتر بودند.

building snowmen is a fun winter activity.

ساختن آدم برفی یک فعالیت زمستانی سرگرم‌کننده است.

they hosted a snowman contest in the neighborhood.

آنها یک مسابقه آدم برفی در محله برگزار کردند.

snowmen melted quickly as the sun came out.

آدم برفی‌ها با بیرون آمدن خورشید به سرعت آب شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید