snowscenes

[ایالات متحده]/ˈsnəʊsiːnz/
[بریتانیا]/ˈnoʊsiːnz/

ترجمه

n. صحنه‌های یا مناظر برفی؛ تصاویر یا مناظری که منظره‌های پوشیده از برف را نشان می‌دهند.

عبارات و ترکیب‌ها

beautiful snowscenes

پردازش تصویر زیبای برف

stunning snowscenes

پردازش تصویر شگفت‌انگیز برف

winter snowscenes

پردازش تصویر زمستانی برف

mountain snowscenes

پردازش تصویر کوه‌ای برف

snowscenes gallery

گالری پردازش تصویر برف

snowscenes photography

فotografie پردازش تصویر برف

capturing snowscenes

گرفتن پردازش تصویر برف

snowscenes painter

نقاش پردازش تصویر برف

snowscenes lover

علاقه‌مند به پردازش تصویر برف

favorite snowscenes

پردازش تصویر مورد علاقه برف

جملات نمونه

the museum displayed a collection of antique japanese snowscenes painted on silk.

موزه یک مجموعه از صحنه‌های برفی ژاپنی باستانی را که روی پارچه نقاشی شده‌اند، نمایش داد.

during the holidays, we love driving through the countryside to admire the snowscenes.

در طول تعطیلات، ما دوست داریم که از طریق روستاها سفر کنیم تا صحنه‌های برفی را لذت ببریم.

the photographer traveled to hokkaido to capture stunning snowscenes for his new book.

فotograf به هوكایدو سفر کرد تا صحنه‌های برفی زیبایی را برای کتاب جدیدش ثبت کند.

artists often use white space effectively to create peaceful snowscenes in traditional ink paintings.

هنرمندان اغلب فضای سفید را به طور مؤثری برای ایجاد صحنه‌های برفی آرام در نقاشی‌های جوهری سنتی استفاده می‌کنند.

the children gazed out the classroom window at the magical winter snowscenes.

کودکان از پنجره کلاس در صحنه‌های برفی زمستانی جادویی نگاه کردند.

her favorite hobby involves cross-stitching elaborate snowscenes on linen fabric.

سرگرمی مورد علاقه او شامل ایجاد صحنه‌های برفی پیچیده روی پارچه لینن با روش چیزی است.

many smartphones now offer specific camera settings optimized for bright snowscenes.

بسیاری از گوشی‌های هوشمند اکنون تنظیمات خاص دوربین را ارائه می‌دهند که برای صحنه‌های برفی روشن بهینه شده‌اند.

the tourism board promoted the region's picturesque alpine snowscenes to attract skiers.

هیئت گردشگری منطقه را با صحنه‌های برفی زیبای آلپی تبلیغ کرد تا چشمه‌ورزی‌ها را جذب کند.

he collects vintage postcards featuring charming victorian-era snowscenes.

او کارت‌های پستال قدیمی را جمع‌آوری می‌کند که صحنه‌های برفی دوره ویکتوریا را به نمایش می‌گذارد.

virtual reality headsets allow users to explore immersive digital snowscenes from home.

کابینه‌های واقعیت مجازی به کاربران اجازه می‌دهد تا از خانه صحنه‌های برفی دیجیتال غوطه‌ور شوند.

the filmmaker focused on the desolate beauty of urban snowscenes at night.

کارگردان روی زیبایی بی‌پایان صحنه‌های برفی شهری در شب تمرکز کرد.

desktop wallpapers featuring serene snowscenes can help reduce stress during work.

کاغذ‌های دیواری رومیزی که صحنه‌های برفی آرام را نمایش می‌دهند می‌توانند در کار کمک کنند تا استرس را کاهش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید