fit snugly
بسیار مناسب
snugly wrapped
به طور ایمن پیچیده شده
snugly tucked in
به طور ایمن درآورده شده
snugly fitting
به خوبی جا افتاده
snugly nestled
به طور ایمن در آغوش گرفته شده
snugly secured
به طور ایمن محکم شده
snugly cushioned
به طور ایمن بالشتکی شده
snugly fastened
به طور ایمن بسته شده
Jamie was snugly wrapped in a white woolen scarf.
جیمی به طور ایمن در یک روسری پشمی سفید پیچیده شده بود.
The farmyard was snugly sheltered with buildings on three sides.
مزرعه به دلیل وجود ساختمانها در سه طرف، به خوبی محافظت شده بود.
The frame style knife fits snugly into a slim Kydex sheath so it is readily accessible, whether tucked into a cargo pocket or attached to a MOLLE vest.
چاقوی با طراحی فریم به راحتی در یک غلاف Kydex باریک جا میشود تا به راحتی در دسترس باشد، چه در جیب بار یا به جلیقه MOLLE متصل شود.
The baby was nestled snugly in her mother's arms.
نوزاد به طور ایمن در آغوش مادرش در آغوش گرفته بود.
She wrapped herself snugly in a warm blanket.
او خود را به طور ایمن در یک پتو گرم پیچید.
The cat curled up snugly on the soft pillow.
گربه به طور ایمن روی بالش نرم جمع شد.
He fit snugly into his favorite chair.
او به طور ایمن در صندلی مورد علاقه خود جا شد.
The gloves fit snugly around her hands.
دستکش ها به طور ایمن دور دست های او قرار گرفتند.
The sweater hugged her snugly, keeping her warm.
ژاکت او را به طور ایمن در آغوش گرفت و او را گرم نگه داشت.
They snuggled snugly under the cozy blanket.
آنها به طور ایمن زیر پتو دنج پنهان شدند.
The shoes fit snugly and were comfortable to walk in.
کفش ها به طور ایمن جا می شدند و راه رفتن با آنها راحت بود.
The hat fit snugly over his head, keeping him warm.
کلاه به طور ایمن روی سرش قرار گرفت و او را گرم نگه داشت.
She tucked the baby snugly into bed before kissing him goodnight.
او نوزاد را قبل از بوسیدن و خداحافظی با او به طور ایمن در رختخواب گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید