snuggly

[ایالات متحده]/[ˈsnʌɡli]/
[بریتانیا]/[ˈsnʌɡli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. راحت و گرم؛ دنج و صمیمی
adv. به روشی دنج و راحت

عبارات و ترکیب‌ها

snuggly warm

گرم و دنج

feeling snuggly

احساس دنج بودن

snuggly blanket

پتو دنج

snuggly sweater

ژاکت دنج

snuggly bear

خرس دنج

snuggly spot

محل دنج

snuggly up

بالا رفتن دنج

snuggly chair

صندلی دنج

snuggly feeling

احساس دنج بودن

so snuggly

خیلی دنج

جملات نمونه

she felt snuggly wrapped in a warm blanket on the couch.

او احساس کرد که در یک پتو گرم روی مبل، به راحتی و با گرما پیچیده شده است.

the puppy was snuggly asleep in his little bed.

سگ کوچولو در رختخواب کوچکش، به راحتی و با گرما در خواب بود.

the children were snuggly huddled together against the cold.

کودکان برای مقابله با سرما، به راحتی و با گرما در کنار هم جمع شده بودند.

he gave the kitten a snuggly hug.

او به بچه گربه یک آغوش گرم و راحت داد.

the old armchair looked incredibly snuggly and inviting.

صندلی قدیمی به طرز باورانکی راحت و جذاب به نظر می رسید.

they enjoyed a snuggly evening by the fireplace.

آنها از یک شب راحت و گرم کنار شومینه لذت بردند.

the fluffy sweater felt snuggly against her skin.

ژاکت پشمی در برابر پوستش احساس راحتی و گرما می کرد.

the baby was snuggly nestled in her mother's arms.

نوزاد به راحتی و با گرما در آغوش مادرش در آغوش گرفته شده بود.

we built a snuggly fort out of blankets and pillows.

ما یک قلعه راحت و گرم از پتو و بالش درست کردیم.

the cat curled up snuggly on the windowsill.

گربه به راحتی و با گرما روی طاقچه کنار پنجره جمع شد.

she wore a snuggly scarf to protect her from the wind.

او یک شال راحت و گرم پوشید تا از باد در امان باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید