soaping

[ایالات متحده]/ˈsəʊpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsoʊpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل شستن با صابون؛ فریب دادن یا رشوه دادن
n. فرآیند شستن با صابون

عبارات و ترکیب‌ها

soaping hands

شستن دست‌ها

soaping body

شستن بدن

soaping dishes

شستن ظرف‌ها

soaping fruits

شستن میوه‌ها

soaping car

شستن ماشین

soaping sponge

شستن اسفنج

soaping surfaces

شستن سطوح

soaping brushes

شستن برس‌ها

soaping clothes

شستن لباس‌ها

soaping feet

شستن پاها

جملات نمونه

she enjoys soaping the car on weekends.

او از تمیز کردن ماشین با صابون آخر هفته لذت می برد.

he was soaping his hands before dinner.

او قبل از شام دست های خود را با صابون می شست.

soaping the dishes makes them easier to clean.

تمیز کردن بشقاب ها با صابون باعث می شود که تمیز کردن آنها آسان تر باشد.

the children were soaping their toys in the tub.

کودکان اسباب بازی های خود را در وان با صابون می شستند.

she loves soaping her face as part of her skincare routine.

او عاشق تمیز کردن صورت خود با صابون به عنوان بخشی از روتین مراقبت از پوست خود است.

he is soaping the windows to remove dirt.

او در حال تمیز کردن پنجره ها با صابون برای از بین بردن کثیفی است.

soaping the floors helps to eliminate stains.

تمیز کردن کف ها با صابون به از بین بردن لکه ها کمک می کند.

she spent the afternoon soaping the garden tools.

او بعد از ظهر را با صابون تمیز کردن ابزار باغبانی گذراند.

soaping the car tires can improve their grip.

تمیز کردن لاستیک های ماشین با صابون می تواند به بهبود چسبندگی آنها کمک کند.

he was soaping the surfboard before hitting the waves.

او قبل از رفتن به دریا، سرتیتر را با صابون تمیز می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید