soaping hands
شستن دستها
soaping body
شستن بدن
soaping dishes
شستن ظرفها
soaping fruits
شستن میوهها
soaping car
شستن ماشین
soaping sponge
شستن اسفنج
soaping surfaces
شستن سطوح
soaping brushes
شستن برسها
soaping clothes
شستن لباسها
soaping feet
شستن پاها
she enjoys soaping the car on weekends.
او از تمیز کردن ماشین با صابون آخر هفته لذت می برد.
he was soaping his hands before dinner.
او قبل از شام دست های خود را با صابون می شست.
soaping the dishes makes them easier to clean.
تمیز کردن بشقاب ها با صابون باعث می شود که تمیز کردن آنها آسان تر باشد.
the children were soaping their toys in the tub.
کودکان اسباب بازی های خود را در وان با صابون می شستند.
she loves soaping her face as part of her skincare routine.
او عاشق تمیز کردن صورت خود با صابون به عنوان بخشی از روتین مراقبت از پوست خود است.
he is soaping the windows to remove dirt.
او در حال تمیز کردن پنجره ها با صابون برای از بین بردن کثیفی است.
soaping the floors helps to eliminate stains.
تمیز کردن کف ها با صابون به از بین بردن لکه ها کمک می کند.
she spent the afternoon soaping the garden tools.
او بعد از ظهر را با صابون تمیز کردن ابزار باغبانی گذراند.
soaping the car tires can improve their grip.
تمیز کردن لاستیک های ماشین با صابون می تواند به بهبود چسبندگی آنها کمک کند.
he was soaping the surfboard before hitting the waves.
او قبل از رفتن به دریا، سرتیتر را با صابون تمیز می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید