| جمع | sockies |
the socky smell in the locker room was unbearable.
بوی بد چرمی در اتاق لباسهای ورزشی تحملناپذیر بود.
he took off his socky shoes after the marathon.
او پس از ماراتون چشمهای چرمی خود را کم کرد.
the socky socks needed to be washed immediately.
جورابهای چرمی نیاز به شستن فوری داشتند.
her socky feet made everyone in the elevator uncomfortable.
پای چرمی او باعث ناراحتی همه افراد در آسانسور شد.
the old gym bag had a socky odor that lingered.
کیف ورزشی قدیمی بوی چرمی داشت که ماندگار بود.
those sneakers are getting really socky after all that running.
آن کفشهای چرمی پس از تمام آن دویدن واقعاً بوی بد گرفتهاند.
i can't tolerate his socky toes in the house.
من نمیتوانم از چرمی پاهای او در خانه تحمل کنم.
the socky closet needed some air freshener.
چمدان چرمی نیاز به یک مایع تازگی هوا داشت.
don't get socky with me about this issue.
در مورد این مسئله با من چرمی نشو.
the socky stench was coming from the laundry room.
بوی بد چرمی از اتاق لباسشویی آمده بود.
his socky sneakers were stinking up the whole car.
کفشهای چرمی او باعث بوی بد در تمام ماشین شدند.
wash those socky garments before wearing them again.
قبل از دوباره پوشیدن آن لباسهای چرمی را بشویید.
the socky smell in the locker room was unbearable.
بوی بد چرمی در اتاق لباسهای ورزشی تحملناپذیر بود.
he took off his socky shoes after the marathon.
او پس از ماراتون چشمهای چرمی خود را کم کرد.
the socky socks needed to be washed immediately.
جورابهای چرمی نیاز به شستن فوری داشتند.
her socky feet made everyone in the elevator uncomfortable.
پای چرمی او باعث ناراحتی همه افراد در آسانسور شد.
the old gym bag had a socky odor that lingered.
کیف ورزشی قدیمی بوی چرمی داشت که ماندگار بود.
those sneakers are getting really socky after all that running.
آن کفشهای چرمی پس از تمام آن دویدن واقعاً بوی بد گرفتهاند.
i can't tolerate his socky toes in the house.
من نمیتوانم از چرمی پاهای او در خانه تحمل کنم.
the socky closet needed some air freshener.
چمدان چرمی نیاز به یک مایع تازگی هوا داشت.
don't get socky with me about this issue.
در مورد این مسئله با من چرمی نشو.
the socky stench was coming from the laundry room.
بوی بد چرمی از اتاق لباسشویی آمده بود.
his socky sneakers were stinking up the whole car.
کفشهای چرمی او باعث بوی بد در تمام ماشین شدند.
wash those socky garments before wearing them again.
قبل از دوباره پوشیدن آن لباسهای چرمی را بشویید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید