sodality

[ایالات متحده]/səʊˈdæl.ɪ.ti/
[بریتانیا]/səˈdæl.ə.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک fellowship یا انجمن، اغلب برای مقاصد خیریه؛ یک گروه اجتماعی یا مذهبی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sodality group

گروه اخوت

sodality meeting

جلسه اخوت

sodality members

اعضای اخوت

sodality activities

فعالیت‌های اخوت

sodality leadership

رهبری اخوت

sodality mission

ماموریت اخوت

sodality goals

اهداف اخوت

sodality events

رویدادهای اخوت

sodality support

حمایت اخوت

sodality network

شبکه اخوت

جملات نمونه

many students joined the sodality to support community service.

بسیاری از دانش آموزان برای حمایت از خدمات اجتماعی به عضویت در انجمن درآمدند.

the sodality organized a charity event last weekend.

انجمن یک رویداد خیریه را در آخر هفته گذشته سازماندهی کرد.

joining a sodality can help you make new friends.

عضویت در یک انجمن می تواند به شما کمک کند دوست جدیدی پیدا کنید.

she felt a strong sense of belonging in her sodality.

او احساس تعلق قوی به انجمن خود داشت.

the sodality meets every thursday to discuss upcoming projects.

انجمن هر پنجشنبه برای بحث در مورد پروژه های آینده تشکیل جلسه می دهد.

members of the sodality volunteered at the local shelter.

اعضای انجمن به سرپناه محلی کمک کردند.

he was elected president of the university sodality.

او به عنوان رئیس انجمن دانشگاهی انتخاب شد.

the sodality promotes social justice and equality.

انجمن عدالت اجتماعی و برابری را ترویج می کند.

they held a retreat for members of the sodality.

آنها یک دوره بازگشت برای اعضای انجمن برگزار کردند.

the sodality encourages leadership skills among its members.

انجمن مهارت های رهبری را در بین اعضای خود تشویق می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید