soddy

[ایالات متحده]/ˈsɒdi/
[بریتانیا]/ˈsɑːdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ساخته شده از یا پوشیده شده با چمن
n. خانه‌ای ساخته شده از چمن؛ مسکنی ساخته شده از چمن
Word Forms
جمعsoddies

عبارات و ترکیب‌ها

soddy house

خانه خاکی

soddy construction

ساخت و ساز خاکی

soddy land

زمین خاکی

soddy soil

خاک رس

soddy type

نوع خاکی

soddy shelter

پناهگاه خاکی

soddy home

خانه خاکی

soddy roof

سقف خاکی

soddy walls

دیوارهای خاکی

soddy cabin

کلبه خاکی

جملات نمونه

he lives in a soddy house on the prairie.

او در یک خانه گودال در دشت زندگی می‌کند.

the children played in the soddy yard.

کودکان در حیاط گودال بازی می‌کردند.

they built a soddy to withstand harsh winters.

آنها یک گودال ساختند تا در برابر زمستان‌های سخت مقاومت کند.

the soddy was a common dwelling for settlers.

گودال یک محل زندگی رایج برای مهاجران بود.

living in a soddy requires a lot of maintenance.

زندگی در یک گودال نیاز به نگهداری زیادی دارد.

she admired the craftsmanship of the soddy.

او از هنر ساخت گودال تحسین کرد.

the soddy provided shelter from storms.

گودال از طوفان‌ها محافظت می‌کرد.

many families thrived in their soddy homes.

خانواده‌های زیادی در خانه‌های گودال خود پیشرفت کردند.

he learned to build a soddy from his father.

او یاد گرفت که چگونه یک گودال را از پدرش بسازد.

the history of the soddy is fascinating.

تاریخچه گودال جذاب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید