sofas

[ایالات متحده]/ˈsəʊfəz/
[بریتانیا]/ˈsoʊfəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع صندلی راحتی

عبارات و ترکیب‌ها

comfortable sofas

مبل‌های راحت

leather sofas

مبل‌های چرمی

modern sofas

مبل‌های مدرن

sectional sofas

مبل‌های تکه‌تکه

outdoor sofas

مبل‌های فضای باز

luxury sofas

مبل‌های لوکس

fabric sofas

مبل‌های پارچه‌ای

sleek sofas

مبل‌های ظریف

classic sofas

مبل‌های کلاسیک

reclining sofas

مبل‌های تخت‌شو

جملات نمونه

we bought two new sofas for the living room.

ما دو مبل جدید برای اتاق نشیمن خریدیم.

these sofas are very comfortable for lounging.

این مبل‌ها برای استراحت کردن بسیار راحت هستند.

she prefers leather sofas over fabric ones.

او ترجیح می‌دهد مبل‌های چرمی را به مبل‌های پارچه‌ای.

they arranged the sofas in a cozy circle.

آنها مبل‌ها را به شکل یک دایره دنج مرتب کردند.

we need to clean the sofas before the guests arrive.

ما باید مبل‌ها را قبل از ورود مهمان‌ها تمیز کنیم.

he fell asleep on the sofa while watching tv.

او در حالی که تلویزیون تماشا می‌کرد، روی مبل به خواب رفت.

these sofas come in various colors and styles.

این مبل‌ها در رنگ‌ها و طرح‌های مختلف عرضه می‌شوند.

she likes to decorate the sofas with colorful cushions.

او دوست دارد مبل‌ها را با بالش‌های رنگارنگ تزئین کند.

we often gather on the sofas for family game night.

ما اغلب برای شب بازی خانوادگی روی مبل‌ها جمع می‌شویم.

these sofas are perfect for small apartments.

این مبل‌ها برای آپارتمان‌های کوچک عالی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید