chairs

[ایالات متحده]/tʃeəz/
[بریتانیا]/tʃɛərz/

ترجمه

n.plural of chair; dining chairs; armchairs

عبارات و ترکیب‌ها

chairs arranged

چیدمان صندلی‌ها

comfortable chairs

صندلی‌های راحت

moving chairs

صندلی‌های جابه‌جا

empty chairs

صندلی‌های خالی

new chairs

صندلی‌های جدید

office chairs

صندلی‌های اداری

pull up chairs

صندلی‌های تاشو

stack chairs

صندلی‌های انباشته

repair chairs

تعمیر صندلی‌ها

rent chairs

اجاره صندلی‌ها

جملات نمونه

we rearranged the chairs around the fireplace for a cozy atmosphere.

ما صندلی‌ها را دور شومینه مرتب کردیم تا فضایی دنج و صمیمی ایجاد شود.

the restaurant had comfortable chairs and a pleasant ambiance.

رستوران صندلی‌های راحت و فضایی دلپذیر داشت.

please stack the chairs neatly in the storage room.

لطفاً صندلی‌ها را به طور مرتب در اتاق ذخیره‌سازی بچینید.

the waiting room was filled with old, worn chairs.

اتاق انتظار پر از صندلی‌های قدیمی و کهنه بود.

he pulled up a chair and joined us at the table.

او یک صندلی کشید و به ما در کنار میز پیوست.

the conference room had rows of identical chairs.

اتاق کنفرانس دارای ردیفی صندلی یکسان بود.

she carefully carried the chairs into the new apartment.

او با احتیاط صندلی‌ها را به آپارتمان جدید برد.

the children were fighting over the best chairs by the window.

بچه‌ها بر سر بهترین صندلی‌ها کنار پنجره با هم دعوا می‌کردند.

we need to buy new chairs for the office.

ما باید صندلی‌های جدید برای دفتر بخریم.

the theater offered plush, velvet chairs for a luxurious experience.

تئاتر صندلی‌های مخملی و لوکس برای تجربه‌ای مجلل ارائه می‌داد.

the chairs were arranged in a circle for the discussion.

صندلی‌ها به صورت دایره‌ای برای بحث چیده شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید