soilures

[ایالات متحده]/ˈsɔɪljʊə/
[بریتانیا]/ˈsɔɪljər/

ترجمه

n. عمل کثیف یا ناپاک کردن چیزی
v. کثیف یا ناپاک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

soilure sample

نمونه خاک

soilure test

آزمایش خاک

soilure analysis

تجزیه و تحلیل خاک

soilure quality

کیفیت خاک

soilure health

سلامت خاک

soilure composition

ترکیب خاک

soilure fertility

باروری خاک

soilure management

مدیریت خاک

soilure erosion

فرسایش خاک

soilure conservation

حفاظت از خاک

جملات نمونه

soilure can affect the quality of crops.

آلودگی می‌تواند بر کیفیت محصولات تأثیر بگذارد.

we need to test the soilure levels in this area.

ما باید سطح آلودگی در این منطقه را آزمایش کنیم.

preventing soilure is essential for sustainable agriculture.

جلوگیری از آلودگی برای کشاورزی پایدار ضروری است.

soilure can lead to a decline in biodiversity.

آلودگی می‌تواند منجر به کاهش تنوع زیستی شود.

farmers are concerned about soilure and its impact.

کشاورزان نگران آلودگی و تأثیرات آن هستند.

there are many sources of soilure in urban areas.

منابع زیادی از آلودگی در مناطق شهری وجود دارد.

efforts are being made to reduce soilure globally.

تلاش‌هایی برای کاهش آلودگی در سطح جهانی انجام می‌شود.

education on soilure is important for future generations.

آموزش در مورد آلودگی برای نسل‌های آینده مهم است.

restoring soil health can combat soilure.

بازگرداندن سلامت خاک می‌تواند با آلودگی مقابله کند.

regulations are needed to control soilure effectively.

برای کنترل موثر آلودگی به مقررات نیاز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید