sojourners

[ایالات متحده]/ˈsəʊdʒɜːnə/
[بریتانیا]/ˈsoʊdʒɜrnər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به طور موقت در یک مکان اقامت دارد؛ یک ساکن یا ساکن موقت

عبارات و ترکیب‌ها

sojourner truth

سویجرنر تروث

sojourner spirit

سویجرنر اسپیریت

sojourner journey

سویجرنر سفر

sojourner experience

سویجرنر تجربه

sojourner's tale

داستان سویجرنر

sojourner's path

مسیر سویجرنر

sojourner's quest

جستجوی سویجرنر

sojourner's way

راه سویجرنر

sojourner's dream

رویای سویجرنر

sojourner's hope

امید سویجرنر

جملات نمونه

the sojourner explored the ancient city with great enthusiasm.

مسافر در شهر باستانی با شور و شوق فراوان کاوش کرد.

as a sojourner, she learned to appreciate the local culture.

همچون یک مسافر، او یاد گرفت تا قدر فرهنگ محلی را بداند.

the sojourner shared stories of her travels with the locals.

مسافر داستان‌های سفر خود را با مردم محلی به اشتراک گذاشت.

being a sojourner allows you to meet diverse people.

بودن به عنوان یک مسافر به شما این امکان را می‌دهد تا با افراد متنوعی ملاقات کنید.

the sojourner found solace in the serene landscapes.

مسافر آرامش را در مناظر آرام یافت.

many sojourners leave with unforgettable memories.

بسیاری از مسافران با خاطرات فراموش نشدنی بازمی‌گردند.

the sojourner's journey was filled with unexpected adventures.

سفر مسافر با ماجراهای غیرمنتظره پر شده بود.

as a sojourner, he embraced the challenges of travel.

همچون یک مسافر، او چالش‌های سفر را پذیرفت.

the sojourner enjoyed tasting the local cuisine.

مسافر از چشیدن غذاهای محلی لذت برد.

every sojourner has a unique story to tell.

هر مسافری داستانی منحصر به فرد برای گفتن دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید