solarizes the image
تصویر را سولاریزه میکند
solarizes the scene
صحنه را سولاریزه میکند
solarizes the landscape
منظره را سولاریزه میکند
solarizes the artwork
هنر را سولاریزه میکند
solarizes the photo
عکس را سولاریزه میکند
solarizes the canvas
پارچه را سولاریزه میکند
solarizes the design
طراحی را سولاریزه میکند
solarizes the portrait
پرتره را سولاریزه میکند
solarizes the colors
رنگها را سولاریزه میکند
solarizes the view
نمای را سولاریزه میکند
the artist solarizes the image to create a unique effect.
هنرمند تصویر را سولاریزه میکند تا جلوهای منحصر به فرد ایجاد کند.
she solarizes her photographs to enhance the contrast.
او عکسهای خود را سولاریزه میکند تا کنتراست را افزایش دهد.
the technique solarizes the colors, making them more vivid.
این تکنیک رنگها را سولاریزه میکند و آنها را زندهتر میکند.
he often solarizes his work to give it a surreal quality.
او اغلب آثار خود را سولاریزه میکند تا به آنها کیفیتی سوررئال بدهد.
solarizes can be used in various forms of art.
سولاریزه را میتوان در اشکال مختلف هنر استفاده کرد.
the photographer solarizes the prints for a dramatic impact.
عکاس چاپها را سولاریزه میکند تا تاثیر دراماتیکی ایجاد کند.
she learned how to solarize images in her photography class.
او یاد گرفت که چگونه در کلاس عکاسی خود تصاویر را سولاریزه کند.
the process solarizes the edges, giving them a glowing appearance.
این فرآیند لبهها را سولاریزه میکند و به آنها ظاهری درخشان میدهد.
solarizes the image
تصویر را سولاریزه میکند
solarizes the scene
صحنه را سولاریزه میکند
solarizes the landscape
منظره را سولاریزه میکند
solarizes the artwork
هنر را سولاریزه میکند
solarizes the photo
عکس را سولاریزه میکند
solarizes the canvas
پارچه را سولاریزه میکند
solarizes the design
طراحی را سولاریزه میکند
solarizes the portrait
پرتره را سولاریزه میکند
solarizes the colors
رنگها را سولاریزه میکند
solarizes the view
نمای را سولاریزه میکند
the artist solarizes the image to create a unique effect.
هنرمند تصویر را سولاریزه میکند تا جلوهای منحصر به فرد ایجاد کند.
she solarizes her photographs to enhance the contrast.
او عکسهای خود را سولاریزه میکند تا کنتراست را افزایش دهد.
the technique solarizes the colors, making them more vivid.
این تکنیک رنگها را سولاریزه میکند و آنها را زندهتر میکند.
he often solarizes his work to give it a surreal quality.
او اغلب آثار خود را سولاریزه میکند تا به آنها کیفیتی سوررئال بدهد.
solarizes can be used in various forms of art.
سولاریزه را میتوان در اشکال مختلف هنر استفاده کرد.
the photographer solarizes the prints for a dramatic impact.
عکاس چاپها را سولاریزه میکند تا تاثیر دراماتیکی ایجاد کند.
she learned how to solarize images in her photography class.
او یاد گرفت که چگونه در کلاس عکاسی خود تصاویر را سولاریزه کند.
the process solarizes the edges, giving them a glowing appearance.
این فرآیند لبهها را سولاریزه میکند و به آنها ظاهری درخشان میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید