soliders

[ایالات متحده]/səʊldʒəz/
[بریتانیا]/soʊldʒɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع soldier) اعضای نیروی اردو؛ سربازان

جملات نمونه

the soldiers marched in perfect unison during the parade.

نیروهای نظامی با هماهنگی کامل در جنگال راه می‌روند.

brave soldiers fought relentlessly to defend their homeland.

نیروهای شجاع برای دفاع از کشورشان به طور مداوم می‌جنگند.

we must never forget the sacrifice of fallen soldiers.

ما باید هرگز از قربانی‌های سربازانی که فروگذار شده‌اند فراموش نکنیم.

the general ordered the soldiers to retreat immediately.

عمیدوار دستور داد نیروهای نظامی را فورا به عقب‌نشینی بپردازند.

wounded soldiers were quickly transported to the field hospital.

نیروهای زخمی به سرعت به بیمارستان میدان منتقل شدند.

young soldiers are trained to handle high-pressure situations.

نیروهای جوان برای مدیریت شرایط فشار زیاد آموزش دیده‌اند.

the soldiers stood guard outside the presidential palace all night.

نیروهای نظامی تمام شب در خارج از پالاسه ریاست جمهوری دوید.

enemy soldiers surrendered after the long siege ended.

نیروهای دشمن پس از پایان حصار طولانی تسلیم شدند.

experienced soldiers often mentor the new recruits.

نیروهای تجربه‌دار اغلب جوان‌ها را راهنمایی می‌کنند.

thousands of soldiers were deployed to the border region.

هزاران نیرو به منطقه مرزی اعزام شدند.

the soldiers received medals for their acts of valor.

نیروهای نظامی به دلیل اقدامات شجاعانه‌شان مراتب دریافت کردند.

exhausted soldiers finally returned home to their families.

نیروهای خسته در نهایت به خانواده‌هایشان در خانه بازگشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید