solidly

[ایالات متحده]/'sɔlidli/
[بریتانیا]/ˈs ɑlɪdlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. محکم; با اطمینان; به طور متحد; به صورت فشرده.

عبارات و ترکیب‌ها

solidly built

به خوبی ساخته شده

solidly constructed

به خوبی ساخته شده

solidly rooted

به خوبی ریشه دوانده

solidly established

به خوبی مستقر شده

جملات نمونه

The house was built solidly of rough wooden planks.

خانه به‌طور محکم و با استفاده از الوارهای چوبی ناهموار ساخته شده بود.

It’s been raining solidly for an hour now.

حالا یک ساعت است که به‌طور مداوم باران می‌بارد.

the book was solidly excellent but hardly a literary firecracker.

کتاب به‌طور کلی عالی بود، اما به‌اندازه کافی چشمگیر نبود.

The whole class goes solidly against the monitor’s suggestion.

کل کلاس به‌طور کامل با پیشنهاد ناظر مخالف است.

He spoke solidly for twenty minutes, barely pausing to draw breath.

او به‌طور پیوسته به مدت بیست دقیقه صحبت کرد و تقریباً برای نفس کشیدن توقف نکرد.

Mr Fraser was a Scot, of course, solidly andloudly so, and Flashman had no love for Scotland.

آقای فرازر البته اسکاتلندی بود، به طور محکم و بلند، و فلاشمن هیچ عشقی برای اسکاتلند نداشت.

نمونه‌های واقعی

I like my feel solidly on the ground.

من احساس می‌کنم به طور محکم روی زمین قرار دارم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

He has a solidly conservative voting record.

او سابقه رأی‌گیری‌ای دارد که به طور محکم محافظه‌کارانه است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Still Trump supporters remain solidly behind his more isolationist policies.

با این حال، حامیان ترامپ همچنان به طور محکم از سیاست‌های انزوای او حمایت می‌کنند.

منبع: VOA Standard English_Americas

German shepherds are solidly popular at the number three position.

گربه‌های آلمانی به طور محکم در جایگاه سوم محبوب هستند.

منبع: VOA Slow English - America

Well, because of Washington DC ever actually becomes a state, it would be a very very solidly Democratic one.

خب، اگر واشنگتن دی‌سی به عنوان یک ایالت به واقعیت بپیوندد، یک ایالت دموکراتیک بسیار بسیار محکم خواهد بود.

منبع: Realm of Legends

Solidly anchored into muscle, they can withstand pressure from any direction.

به طور محکم در عضله ریشه دکمه شده‌اند، می‌توانند در برابر فشار از هر جهتی مقاومت کنند.

منبع: Discovery Channel: Battle of the Dinosaurs

It's completely decked over, absolutely watertight, and held solidly in place by bolts.

کاملاً پوشیده شده است، کاملاً ضد آب است و به طور محکم با پیچ‌ها در جای خود نگه داشته شده است.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

He hit him solidly and from as high up as he could raise the club.

او به طور محکم و از بالاترین نقطه‌ای که می‌توانست چوب را بلند کند، به او ضربه زد.

منبع: The Old Man and the Sea

However, the ship hadn't suffered in any way, so solidly joined was its hull.

با این حال، کشتی به هیچ وجه آسیب ندیده بود، زیرا بدنه آن به طور محکم به هم متصل شده بود.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

Influenced by the gospel of Jane Fonda, aerobics also meant smiling solidly for a full hour.

تحت تأثیر تعالیم جین فوندا، ایروبیک همچنین به معنای لبخند زدن به طور محکم به مدت یک ساعت کامل بود.

منبع: Lean In

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید