soma

[ایالات متحده]/'səʊmə/
[بریتانیا]/'somə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بدن؛ سلول یک موجود زنده
Word Forms
جمعsomata

عبارات و ترکیب‌ها

Soma plant

گیاه سوما

Soma ritual

آیین سوما

جملات نمونه

Soma is a powerful muscle relaxant.

سوما یک شل کننده عضلانی قوی است.

The soma of the neuron is the cell body.

سوما نورون، بدن سلول است.

In Hinduism, soma is a ritual drink.

در هندوئیسم، سوما یک نوشیدنی آیینی است.

Soma can help alleviate pain and discomfort.

سوما می‌تواند به تسکین درد و ناراحتی کمک کند.

The soma of the plant stores nutrients.

سوما گیاه مواد مغذی را ذخیره می‌کند.

Soma is often used in the treatment of muscle spasms.

سوما اغلب در درمان گرفتگی عضلات استفاده می‌شود.

The soma of a cell contains the nucleus.

سوما یک سلول حاوی هسته است.

Soma is sometimes referred to as a muscle relaxer.

سوما گاهی اوقات به عنوان یک شل کننده عضلانی شناخته می‌شود.

The soma of the nerve cell houses the organelles.

سوما سلول عصبی حاوی اندامک‌ها است.

Soma is known for its calming effects on the body.

سوما به دلیل اثرات آرام‌بخش آن بر بدن شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید