someplace

[ایالات متحده]/'sʌmpleɪs/
[بریتانیا]/'sʌm'ples/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به یک مکان نامشخص خاص؛ جایی

جملات نمونه

Let's go someplace new for lunch.

بیایید برای ناهار به جای جدیدی برویم.

I need to find someplace quiet to study.

من باید جایی آرام برای مطالعه پیدا کنم.

She always wanted to travel someplace exotic.

او همیشه می خواست به جایی عجیب و غریب سفر کند.

Can you recommend someplace good to eat around here?

آیا می توانید یک مکان خوب برای غذا خوردن در این نزدیکی را توصیه کنید؟

They decided to meet up at someplace familiar.

آنها تصمیم گرفتند در جایی آشنا ملاقات کنند.

I'm looking for someplace to relax and unwind.

من به دنبال مکانی برای استراحت و آرامش هستم.

Let's go camping someplace scenic this weekend.

بیایید این آخر هفته کمپینگ در جایی زیبا برویم.

He suggested meeting at someplace convenient for everyone.

او پیشنهاد کرد در جایی مناسب برای همه ملاقات کنند.

I want to take her out for dinner at someplace special.

می خواهم او را برای شام به جایی خاص ببرم.

They found a cozy little cafe someplace off the beaten path.

آنها یک کافه کوچک و دنج در جایی دور از مسیر اصلی پیدا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید