somersaulting

[ایالات متحده]/ˈsʌməˌsɔːltɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsʌmərˌsɔltɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل انجام دادن یک چرخش هوایی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

somersaulting kids

کودکان طناب‌کنی

somersaulting athletes

ورزشکاران طناب‌کنی

somersaulting dogs

سگ‌های طناب‌کنی

somersaulting tricks

حرکات نمایشی طناب‌کنی

somersaulting action

عملکرد طناب‌کنی

somersaulting fun

سرگرمی طناب‌کنی

somersaulting routine

برنامه طناب‌کنی

somersaulting performance

اجرای طناب‌کنی

somersaulting game

بازی طناب‌کنی

somersaulting skills

مهارت‌های طناب‌کنی

جملات نمونه

the gymnast is somersaulting through the air.

gymnast در حال چرخش از روی هوا است.

children love somersaulting on the grass.

بچه ها عاشق چرخش روی چمن هستند.

he was somersaulting into the pool with great enthusiasm.

او با اشتیاق فراوان در حال چرخش به داخل استخر بود.

somersaulting can be a fun way to exercise.

چرخش می‌تواند راه سرگرم‌کننده‌ای برای ورزش کردن باشد.

the dog started somersaulting in the yard.

سگ شروع به چرخش در حیاط کرد.

she practiced somersaulting until she perfected it.

او تا زمانی که آن را کامل کرد، به تمرین چرخش ادامه داد.

somersaulting requires a lot of balance and coordination.

چرخش به تعادل و هماهنگی زیادی نیاز دارد.

they were somersaulting on the trampoline all afternoon.

آنها بعد از ظهر تمام روز روی ترامپولین در حال چرخش بودند.

after somersaulting, he landed safely on his feet.

پس از چرخش، او با خیال راحت روی پاهای خود فرود آمد.

she loves somersaulting during her gymnastics class.

او عاشق چرخش در کلاس ژیمناستیک خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید