somnambulates

[ایالات متحده]/[sʌmˈnɒmbjʊlɪt]/
[بریتانیا]/[sʌmˈnæmbjʊlɪt]/

ترجمه

v. پیاده روی یا انجام دادن سایر اعمال در حال خواب؛ انجام دادن یا رفتار کردن در حالت گیج یا نیمه آگاه.

عبارات و ترکیب‌ها

she somnambulates.

او در حالت خواب‌پیمایی می‌افتد.

he somnambulated.

او خواب‌پیمایی کرد.

often somnambulates.

مัก خواب‌پیمایی می‌کند.

they somnambulate now.

اکنون آن‌ها خواب‌پیمایی می‌کنند.

somnambulates at night.

در شب خواب‌پیمایی می‌کند.

somnambulated last night.

شب گذشته خواب‌پیمایی کرد.

rarely somnambulates.

نادر خواب‌پیمایی می‌کند.

جملات نمونه

she often somnambulates through the house, unaware of her surroundings.

او اغلب در حالت خواب‌گرفتن در خانه پیاده می‌رود و از محیط اطراف خود آگاهی ندارد.

my grandfather somnambulates occasionally, a habit he's had since childhood.

پدربزرگ من گاهی اوقات در حالت خواب‌گرفتن قدم می‌زند، عادتی که از کودکی دارد.

the doctor suggested a sleep study to investigate why she somnambulates.

پزشک پیشنهاد داد تا مطالعه‌ای در مورد خواب انجام شود تا دلیل اینکه او در حالت خواب‌گرفتن قدم می‌زند، بررسی شود.

he somnambulates towards the kitchen, seeking a late-night snack.

او در حالت خواب‌گرفتن به سمت آشپزخانه می‌رود تا یک غذا شبی را پیدا کند.

worried, his parents installed a gate to prevent him from somnambulating outside.

از نگرانی، والدین او یک درب نصب کردند تا او را از خارج شدن در حالت خواب‌گرفتن جلوگیری کنند.

the child somnambulates and talks in his sleep, a common occurrence.

کودک در حالت خواب‌گرفتن قدم می‌زند و در خواب صحبت می‌کند، یک رویداد رایج است.

after a stressful day, she somnambulates and rearranges the living room furniture.

پس از یک روز استرس‌زا، او در حالت خواب‌گرفتن قدم می‌زند و مبلمان اتاق نشیمن را تغییر می‌دهد.

the security camera captured footage of him somnambulating around the garden.

دوربین امنیتی فیلم‌برداری از او در حال خواب‌گرفتن و حرکت در اطراف باغ را ضبط کرد.

the family kept a close watch after noticing she began to somnambulate.

پس از اینکه متوجه شدند او شروع به خواب‌گرفتن کرده است، خانواده به دقت نظارت می‌کنند.

he somnambulates, opening and closing doors without realizing it.

او در حالت خواب‌گرفتن قدم می‌زند و درب‌ها را باز و بسته می‌کند بدون اینکه آگاه باشد.

the medication seemed to reduce the frequency with which she somnambulates.

دارو به نظر می‌رسد که تعداد بارهایی که او در حالت خواب‌گرفتن قدم می‌زند را کاهش داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید