sonneting

[ایالات متحده]/ˈsɒnɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɑːnɪtɪŋ/

ترجمه

n. عمل یا فرآیند سرودن سونات

عبارات و ترکیب‌ها

sonneting beauty

ربودن زیبایی

sonneting love

ربودن عشق

sonneting nature

ربودن طبیعت

sonneting life

ربودن زندگی

sonneting dreams

ربودن رویاها

sonneting time

ربودن زمان

sonneting silence

ربودن سکوت

sonneting stars

ربودن ستاره‌ها

sonneting thoughts

ربودن افکار

sonneting joy

ربودن شادی

جملات نمونه

he is sonneting about love and loss.

او در مورد عشق و از دست دادن سونت می کند.

she enjoys sonneting in her free time.

او از سونت کردن در اوقات فراغت خود لذت می برد.

they are sonneting together in the park.

آنها در پارک با هم سونت می کنند.

he finds sonneting to be a great way to express emotions.

او معتقد است که سونت کردن راهی عالی برای بیان احساسات است.

sonneting requires a deep understanding of rhythm.

سونت کردن نیاز به درک عمیقی از ریتم دارد.

she shared her sonneting techniques with the class.

او تکنیک های سونت خود را با کلاس به اشتراک گذاشت.

he often reads sonneting aloud to improve his skills.

او اغلب برای بهبود مهارت های خود، سونت را با صدای بلند می خواند.

sonneting can be a therapeutic activity for many.

سونت کردن می تواند یک فعالیت درمانی برای بسیاری باشد.

she won a prize for her sonneting competition.

او جایزه ای برای مسابقه سونت خود برد.

he believes that sonneting is an art form that should be cherished.

او معتقد است که سونت کردن یک هنر است که باید مورد توجه قرار گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید