sony

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سونی (یک شرکت سرگرمی الکترونیکی ژاپنی)

عبارات و ترکیب‌ها

Sony TV

تلویزیون سونی

Sony headphones

هدفون سونی

sony ericsson

صونی اریکسون

sony corp

شرکت سونی

جملات نمونه

I own a Sony camera.

من یک دوربین سونی دارم.

She bought a Sony TV for her living room.

او یک تلویزیون سونی برای اتاق نشیمن خود خرید.

The Sony headphones are on sale.

هدفون‌های سونی با تخفیف به فروش می‌رسند.

He is a fan of Sony products.

او طرفدار محصولات سونی است.

Sony announced a new smartphone.

شرکت سونی یک گوشی هوشمند جدید معرفی کرد.

I need to repair my Sony laptop.

من نیاز دارم لپ تاپ سونی خود را تعمیر کنم.

The Sony PlayStation is very popular among gamers.

کنسول بازی سونی پلی‌استیشن در بین گیمرها بسیار محبوب است.

She listens to music on her Sony Walkman.

او به موسیقی با دستگاه واکمن سونی خود گوش می‌دهد.

The Sony store is having a promotion.

فروشگاه سونی در حال برگزاری یک تبلیغاتی است.

My Sony smartwatch helps me track my fitness goals.

ساعت هوشمند سونی من به من کمک می‌کند تا به اهداف تناسب اندام خود دسترسی داشته باشم.

نمونه‌های واقعی

First, the SONY's playstation network gets hacked, and now Microsoft is reporting the security breach with the X-box.

ابتدا شبکه پلی‌استیشن سونی هک شد و اکنون مایکروسافت گزارش می‌دهد که یک نقض امنیتی در ایکس‌باکس رخ داده است.

منبع: Technology Trends

Yes. is on your desk, as well as the new spec script that SONY won in the bidding war.

بله. روی میز شما قرار دارد، همچنین فیلمنامه جدید که سونی در رقابت برنده شد.

منبع: Gossip Girl Season 5

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید