| جمع | sooks |
sook it up
آن را جذب کن
sook away
دور شو
sook for help
برای کمک درخواست کن
sook and cry
گریه کن
sook over it
در مورد آن فکر کن
sook in silence
در سکوت
sook it down
آن را پایین ببر
big sook
سوک بزرگ
sook on you
روی شما
sook it out
آن را بیرون بکش
she began to sook when she didn't get her way.
وقتی که نمیخواست به روش خود عمل کند، شروع به زاری کرد.
he tends to sook whenever he feels overwhelmed.
وقتی احساس غرق شدن میکند، معمولاً زاری میکند.
the child will sook if he doesn't get his favorite toy.
اگر اسباببازی مورد علاقهاش را به دست نیاورد، کودک زاری خواهد کرد.
she always sooks for attention during class.
او همیشه برای جلب توجه در طول کلاس زاری میکند.
don't sook about the weather; let's enjoy the day!
نگران هوا نباشید؛ از روز لذت ببرید!
he would sook when he lost a game.
وقتی بازی را میباخت، زاری میکرد.
it's not good to sook over small things.
زاری کردن روی مسائل کوچک خوب نیست.
she sooks for sympathy from her friends.
او برای دریافت ترحم از دوستانش زاری میکند.
he started to sook when he heard the sad story.
وقتی داستان غمانگیز را شنید، شروع به زاری کرد.
stop sooking and start taking action!
زاری کردن را متوقف کنید و شروع به اقدام کنید!
sook it up
آن را جذب کن
sook away
دور شو
sook for help
برای کمک درخواست کن
sook and cry
گریه کن
sook over it
در مورد آن فکر کن
sook in silence
در سکوت
sook it down
آن را پایین ببر
big sook
سوک بزرگ
sook on you
روی شما
sook it out
آن را بیرون بکش
she began to sook when she didn't get her way.
وقتی که نمیخواست به روش خود عمل کند، شروع به زاری کرد.
he tends to sook whenever he feels overwhelmed.
وقتی احساس غرق شدن میکند، معمولاً زاری میکند.
the child will sook if he doesn't get his favorite toy.
اگر اسباببازی مورد علاقهاش را به دست نیاورد، کودک زاری خواهد کرد.
she always sooks for attention during class.
او همیشه برای جلب توجه در طول کلاس زاری میکند.
don't sook about the weather; let's enjoy the day!
نگران هوا نباشید؛ از روز لذت ببرید!
he would sook when he lost a game.
وقتی بازی را میباخت، زاری میکرد.
it's not good to sook over small things.
زاری کردن روی مسائل کوچک خوب نیست.
she sooks for sympathy from her friends.
او برای دریافت ترحم از دوستانش زاری میکند.
he started to sook when he heard the sad story.
وقتی داستان غمانگیز را شنید، شروع به زاری کرد.
stop sooking and start taking action!
زاری کردن را متوقف کنید و شروع به اقدام کنید!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید