sooner

[ایالات متحده]/'suːnə/
[بریتانیا]/ˈsunɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (آمریکایی) شخصی که قبل از اینکه دولت غرب را باز کند، زمین را تصرف می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

no sooner

به زودی

sooner than

زودتر از

would sooner

ترجیح میدهم

جملات نمونه

The police will find him sooner or later.

پلیس دیر یا زود او را پیدا خواهد کرد.

the sooner we're off the better.

هرچه زودتر بهتر.

It's bound to create trouble sooner or later.

مطمئناً زود یا دیر مشکل ایجاد خواهد کرد.

I would sooner resign than transfer to Toronto.

من ترجیح می دهم استعفا دهم تا به تورنتو منتقل شوم.

she had no sooner spoken than the telephone rang.

او که حرفش را تازه گفته بود، تلفن زنگ خورد.

you'll have to tell him sooner or later.

شما باید دیر یا زود به او بگویید.

why in the world did you not reveal yourself sooner?.

چرا اصلا زودتر خودتان را آشکار نکردید؟.

He would sooner die than consent to such a plan.

او ترجیح می دهد بمیرد تا به چنین نقشه ای اجازه دهد.

No sooner was the frost off the ground than the work began.

به محض اینکه یخبندان از بین رفت، کارها شروع شد.

Sooner or later you will have to face the facts.

دیر یا زود باید حقایق را بپذیرید.

No sooner had she come than the maid knocked.

به محض اینکه وارد شد، خدمتکار در زد.

I had no sooner left than she called.

به محض اینکه من رفتم، او تلفن کرد.

The papers will turn up sooner or later.

مدارک دیر یا زود پیدا خواهند شد.

We must all, of necessity, die sooner or later.

ما همه، از ضرورت، دیر یا زود خواهیم مرد.

I'd sooner die than marry you!

ترجیح می دهم بمیرم تا با شما ازدواج کنم!

No sooner had she got in the bath than the front door bell rang.

به محض اینکه او وارد وان حمام شد، صدای زنگ در جلوی خانه به گوش رسید.

my God! Why didn't you tell us sooner?.

خدای من! چرا زودتر به ما نگفتید؟.

the plans have come to fruition rather sooner than expected.

طرح ها زودتر از حد انتظار به ثمر رسیده اند.

نمونه‌های واقعی

First, she can extend her leg sooner.

ابتدا، او می‌تواند پا را زودتر دراز کند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Oh, and hearing from them even sooner.

اوه، و شنیدن از آنها حتی زودتر.

منبع: Modern Family Season 6

Everybody gets 'em sooner or later, baby.

همه آنها را زودتر یا دیرتر به دست می آورند، عزیزم.

منبع: Young Sheldon Season 5

Well, luck evens out sooner or later.

خب، خوش شانسی زودتر یا دیرتر متعادل می شود.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

We should have brought him in sooner.

ما باید زودتر او را وارد می کردیم.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

We should have seen this all sooner.

ما باید زودتر همه اینها را می دیدیم.

منبع: English little tyrant

For Mendel, appreciation was also posthumous, though it came somewhat sooner.

برای مندل، قدردانی نیز پس از مرگ بود، اگرچه کمی زودتر اتفاق افتاد.

منبع: A Brief History of Everything

But it's coming much sooner than you think.

اما خیلی زودتر از آنچه فکر می کنید می رسد.

منبع: CNN 10 Student English March 2019 Collection

You know I wish that we understood the issues sooner.

می دانید من امیدوارم که زودتر مشکلات را درک می کردیم.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

I only wish we'd realized that sooner.

من فقط امیدوارم که زودتر متوجه آن شده بودیم.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید